سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک
ستیز ، تدبیر را باطل کند . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :352
بازدید دیروز :647
کل بازدید :1011671
تعداد کل یاداشته ها : 1472
96/11/3
8:55 ص
مشخصات مدیروبلاگ
 
خلیل منصوری[169]

خبر مایه
پیوند دوستان
 
جبهه مقاومت وبیداری اسلامی رایحه ی انتظار پلاک آسمانی،دل نوشته شهدا،اهل بیت ،و ... فصل انتظار هم رنگــــ ِ خـــیـــآل صراط مستقیم کالبد شکافی جون مرغ تا ذهن آدمیزاد ! جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی سرباز ولایت تکنولوژی کامپیوتر وبلاگ منتظران حمایت مردمی دکتر احمدی نژاد .:: مرکز بهترین ها ::. نگاهی نو به مشاوره سارا احمدی کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب بوی سیب BOUYE SIB هزار دستان رمز موفقیت محقق دانشگاه نگارستان خیال سرزمین رویا اهالی بصیرت وبلاگ تخصصی فیزیک پاک دیده آدمک ها آقاشیر ✘ Heart Blaugrana به نام وجود باوجودی ... سرباز حریم ولایت دهکده کوچک ما از قرآن بپرس کنیز مادر هرچه می خواهد دل تنگت بگو •.ღ♥ فرشتــ ـــ ـه تنهــ ــ ــایی ♥ღ.• پیامبر اعظم(ص) عطاری عطار آبدارچی ستاد پاسخگویی به مسایل دینی وبلاگ شخصی امین نورا چوبک نقد مَلَس پوست کلف دل نوشت 14 معصوم وقایع ESPERANCE55 قدرت شیطان دنیای امروز ما تا ریشه هست، جوانه باید زد... آواز یزدان خلوت تنهایی کتاب شناسی تخصصی اس ام اس عاشقانه طرحی نو برای اتحاد ایرانیان سراسر گیتی دنیای ماشین ها در گوشی با خدا **** نـو ر و ز***** اس ام اس سرکاری و خنده دار و طنز دنیا به روایت یوسف جاده خدا خام بدم ایلیا حرفای خودمونی من بازی بزرگان کویر مسجد و کلیسا - mosque&church بچه دانشجو ! پژواک سکوت گنجهای معنوی دنیای موبایل منطقه‏ ممنوعه طلبه علوم دینی مسافر رویایی انواع بازی و برنامه ی موبایل دانشجو خبر ورزشی جدید گیاهان دارویی

امیرمومنان در دعای افتتاح ماه مبارک رمضان می فرماید: «لَا تَزِیدُهُ کَثْرَةُ الْعَطَاءِ إِلَّا جُوداً وَ کَرَماً؛ زیادی عطایای الهی جز موجب افزایش جود و کرم الهی نمی شود.»(تهذیب الاحکام، طوسی، ج 3، ص 109)

خاستگاه این سخن، همان سنت الهی است که می فرماید: وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ ؛ و آنگاه که پروردگارتان اعلام کرد که اگر واقعا سپاسگزارى کنید، شما را افزون خواهم کرد.(ابراهیم، آیه 7)

از این آیه به دست می آید که شکر نعمتی از نعمت های الهی موجب افزایش وجودی شخص می شود؛ زیرا خدا می فرماید با شکر نعمت، شما را افزایش می دهیم، هر چند که به تبع افزایش وجودی شخص، به طور طبیعی نعمت ها از نظر کمیت و کیفیت نیز افزایش می یابد و حتی نعمت های جدید و متنوع دیگری نصیب انسان می شود، ولی آن چه مورد تاکید آیه است، افزایش ظرفیت و وجودی خود انسان با شکر نعمت است؛ این بدان معنا خواهد بود که شکر واقعی بهره گیری از نعمت و به کارگیری آن در مسیر تحقق اسماء و صفات الهی در انسان است. به این معنا که هر نعمتی شرایطی را فراهم می آورد تا انسان بتواند آن را وسیله و سببی قرار دهد تا اسم و صفتی از اسماء و صفاتی الهی در او ظهور کند. این معنا حقیقی شکر نعمت است نه تشکر زبانی. پس وقتی انسان نعمتی را به درستی و در جای مناسب آن به کار می گیرد، این نعمت هم چون وسیله ای می شود که اسم و صفتی در انسان ظهور کند و ظرفیت وجودی او افزایش یابد؛ به اقتضای افزایش ظرفیت وجودی، نعمتی دیگر داده می شود که آن نیز موجب افزایش ظرفیت وجودی خواهد تا جایی که انسان به مقام «عبدالله» و سپس «عبده» می رسد که حتی برخی از اسمای مستاثر نیز در او ظهور و بروز می کند.

پس اگر ذات اقدس الهی نعمت هایی به شخص دهد و این شخص به درستی و راستی از آن نعمت بهره گیرد، ظرفیت وجودی او به ظهور اسماء و صفات الهی در وی بیشتر می‌شود؛ و با افزایش قابلیت، به طور طبیعی پرسش و سؤال تکوینی‌ او نیز بیشتر می‌شود؛ و از آن جایی که خدا هیچ سائلی را از درگاهش محروم باز نمی گرداند، به او نعمتی با توجه به این مرتبه و درجه وجودی اش می دهد. این درخواست انسان با شکر و عطای الهی به شکر متقابل هم چنان تا بی نهایت ادامه می یابد. از این روست که امام(ع) می فرماید، عطایای الهی موجب افزایش جود و کرم الهی می شود.


96/9/19::: 12:45 ع
نظر()
  
  

پیامبر اکرم(ص) آمده است تا پیام کرامت را به جهانیان برساند و در کلاس درس خویش کرامت را به مردمان بیاموزاند. ایشان با آن که عظیم و اعظم است و صلابت و صولت عظمت الهی را به نمایش می گذارد و نسبت به کافران حربی شدید است (فتح، آیه 29)؛ اما به نسبت به همگان حتی کافران غیر حربی با کرامت رفتار می کند؛ زیرا ایشان مامور است تا در قول و فعل خود، مکارم اخلاقی را فراتر از محاسن اخلاقی و عدالت اخلاقی به منصه ظهور رساند؛ چنان که می فرماید: انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق؛ جز برای این برانگیخته نشده ام تا مکارم اخلاقی را به اتمام رسانم.((بحارالانوار، ج 16، ص 210)

ایشان که مظهر رحمانیت مطلق الهی و عبادالرحمن است، با کرامت با همگان حتی کافران غیر حربی مواجه می شدند و در برابر کنش ها و افعال زشت و نابخردانه آنان با کرامت و سلامت و صلح و صفا عبور می کرد.(فرقان، آیات 63 و 72)

از جمله مهم ترین ویژگی های رفتار کریمانه با حتی کافران غیر حربی، این است که نسبت به آنان در مقام ابرار و مقسطین عمل می کرد و مومنان را به چنین رویه و سیره ای می خواند. خدا می فرماید: لَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَلَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیَارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ. إِنَّمَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ قَاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَأَخْرَجُوکُمْ مِنْ دِیَارِکُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِکُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَمَنْ یَتَوَلَّهُمْ فَأُولَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ؛ اما خدا شما را از کسانى که در کار دین با شما نجنگیده و شما را از دیارتان بیرون نکرده‏ اند، باز نمى دارد که با آنان نیکى کنید و با ایشان عدالت ورزید؛ زیرا خدا دادگران را دوست مى دارد. فقط خدا شما را از دوستى با کسانى باز مى دارد که در کار دین با شما جنگ کرده و شما را از خانه ‏هایتان بیرون رانده و در بیرون‏راندنتان با یکدیگر همپشتى کرده‏ اند و هر کس آنان را به دوستى گیرد آنان همان ستمگرانند. (ممتحنه، آیات 8 و 9)

واژه برّ به معنای گسترده و فراخ است. از این رو، به بیابان وسیع ، برّ البته به کسره باء اطلاق می شود و یا گندم که رزق فراگیر و عمومی است ، برّ به ضمه باء گفته می شود. پس مومن نسبت به همگان باید فراخ روزی باشد و به همگان - حتی کافران البته غیر حربی- انفاق و نیکی رساند. هم چنین عدالت قسطی را نسبت به آنان رعایت کند و سهم و قسط هر کسی را بدهد. بنابراین باید توجه داشت که عموم آیه 224 سوره بقره که ابرار بودن را نسبت «ناس»یعنی توده مردم مطرح کرده ، با این آیه تخصیص می خورد و کافران حربی از این عموم خارج می شوند.


96/9/18::: 12:55 ع
نظر()
  
  

انسان از چه چیزی باید به سوی خدا بگریزد؟ از آیه 50 سوره ذاریات به دست می آید که از همه چیز باید گریخت؛ زیرا می فرماید: ففروا الی الله؛ پس به سوی خدا بگریزید! جهت گریز و مقصد و مقصود گریز و فرار را گفته است، اما از چه باید بگریزیم را نفرموده است تا معلوم دارد که گریز باید از همه چیز باشد.

از جمله چیزهایی که انسان باید از آن بگریزد، همان انانیت و منیت است که باید از آن رها شود که تعلق سنگین و وزر و وبالی بزرگ و عظیم است. در روایت است که منیت انسان به سبب همان حدودی که ماهیت ساز است، او را از وجود که حقیقت خدا است دور می سازد. این ماهیت ها که هم چون شبکه ها عمل می کنند، نور مطلق وجود را از روزنه های محدود خویش بر می تابانند و حتی به آن شکل و شمایل و رنگ و جمال می بخشند. هر چند که ما از جهان جز همین شبکه ها و به تعبیر فلسفی ماهیات و به تعبیر قرآنی آیات و تمثیل عرفانی آینه ها چیزی را نمی بینیم و از ظاهر به باطن و از ملک به ملکوت نمی رویم، به طور طبیعی عنصر وجود که همه این ماهیات بدان اصالت و موجودیت یافته اند را نمی بینیم و این گونه است که سرگرم ماهیات با حدود و مرزهای محدود آن می شویم؛ زیرا هر ماهیتی با محدودیت سازی است که می تواند خودی نشان دهد و خود را از دیگری باز شناسد و هویت سازی مستقلی داشته باشد.

در انسان همین محدودیت های ماهیتی در قالب «من» چنان استوار است که اجازه نمی دهد، فقر ذاتی خود از یک سو و آن ستون وجودی که بدان تکیه داده ایم از سوی دیگر را ببینیم(فاطر، آیه 15) و احساس غنای استقلالی می کنیم. پس باید نخست از خود عبور کرد و از آیت و نشانه به ذی آیت و صاحب نشان برسیم که همان وجود است. از همین روست که خدای سبحان به  حضرت موسی(ع) می فرماید: وجودک ذنب لایقاس معه ذنب، همین وجود محدودت در قالب ماهیت موسی بودن مهم ترین ذنب و گناهی است که هیچ گناهی بدان قابل مقایسه نیست.

پس باید از میان «من» برخاست و به سمت وجود مطلقی رفت که «ما» است بدون هیچ محدودیت و ماهیتی. یعنی متصل به خدایی شد که همه هستی را پر کرده و صمد است و جوف ندارد و جای خالی برای کسی یا چیزی نگذاشته است. حافظ در این باره می سراید: حافظ ! تو خود حجاب خودی ، از میان برخیز!

پس اگر حافظ بودن و ماهیت منیت حافظ از میان برخیزد چیزی جز وجود مطلق نمی ماند که همان خدای غنی حمید است. عطار نیشابوری نیز می سراید:

با خود منشین که همنشین رهزن توست / وز خویش بِبُر که آفت تو، تن توست

گفتی که ز من بِدو ! مسافت چند است / ای دوست ز تو بدو مسافت من توست.

پس مسافت و فاصله میان خدا و خلق همان خلق بودن و ماهیتی است که او را محدود کرده است. اگر انسان از انانیت و منیت برهد به خدا رسیده است؛ زیرا خدا همان وجود مطلقی است که حایل میان خود انسان و خود اوست: وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ.(انفال، آیه 24)


96/9/14::: 1:41 ع
نظر()
  
  

خدای رحمان، بر اساس مهندسی رحمت، هستی را ایجاد کرد و به همه موجودات بر اساس ظرفیت آنها عطایایی را بخشید. در میان موجودات انسان به عنوان اشرف و اکرم آفریده های الهی مورد عنایات ویژه خدا قرار گرفت؛ زیرا در میان انسان ها، حقیقت محمدی است که به عنوان نخستین ظهور اسمای الهی، مظهر تمام و کمال نور مطلق الهی است(نور، آیه 35)؛ چنان که خود آن حضرت(ص) می فرماید: اول ما خلق الله نوری؛ اولین چیزی که خدا آفریده است، نور من است.

این نور همان عقل کلی و مطلق است که هستی را به حکمت مدیریت می کند. از این روست که وقتی بیان می شود: اول ما خلق الله العقل؛ اولین چیزی که خدا آفریده است، عقل است، مراد آن است که همان نوری که اولین خلقت است همان عقل است. از همین روست که در روایات از جمله روایات مجلد اول اصول کافی که درباره عقل و جهل است، به این نکته اشاره می شود که دین و اخلاق یعنی حیا، هماره با عقل است و از آن جدایی ندارد. این بدان معنا خواهد بود که اخلاق و دین داری ریشه در عقلانیت نوری پیامبر(ص) دارد که مظهر رحمت برای جهانیان است(انبیاء، آیه 107)؛ زیرا خدای رحمان از دریچه اسباب فیض محمدی(ص) به جهان رحمت از جمله وجود را ارزانی داشته است. از همین روست که پیامبر(ص) رحمت برای جهانیان است و همه هستی به ویژه انسان و جن از رحمت واسع ایشان بهره می برند.

نور ایمان، اسلام و قرآن که در دل های مردمان روشن می شود، چیزی جز تجلیات رحمت الهی نیست که از طریق مظاهر اسمای او یعنی پیامبر(ص) و اهل بیت (ع) به هستی ارزانی می شود. پس کسی که قرآنی نشود، از تجلیات رحمانی به شکل کلی بهره مند نخواهد شد؛ زیرا خلقت انسان به نورانیت محمدی(ص) و عقلانیت آن است که در قرآن تجلی می یابد.(الرحمن، آیات 1 تا 3؛   و آیات دیگر)

اما کسی که از این نورانیت عقلی و قرآن محمدی بهره نمی برد، در ظهور اسمای الهی به سمت دسیسه فطرت خویش می رود و آن نورانیت را از خود می زداید. این گونه است که نخست به مرتبه حیوانی و سپس نباتی و در نهایت جمادی سقوط می کند.(اعراف، آیه 179)

بنابراین، انسان اگر بخواهد هم چنان از نورانیت عقلی و رحمت الهی بهره مند باشد، باید بر اساس عقل و دین اسلام و اخلاقی عمل کند که شریعت اسلام بیان کرده است؛ چرا که آن چه شریعت نوری اسلام بیان می کند، مکارم اخلاق و کرامت های آن است که اوج هر شیوه عملی اخلاق و برترین نوع زیست و سبک زندگی است.


96/9/14::: 1:15 ع
نظر()
  
  
<      1   2   3   4   5