سفارش تبلیغ
صبا
دانشمندان در میان مردم، مانند ماه شب چهارده در آسمان اند که بر دیگر ستارگان پرتو می افکند . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :105
بازدید دیروز :148
کل بازدید :1191306
تعداد کل یاداشته ها : 1634
97/12/29
4:38 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
خلیل منصوری[175]
http://www.samamos.com/?page_id=2

خبر مایه
پیوند دوستان
 
هزار دستان اقلیم شناسی دربرنامه ریزی محیطی رایحه ی انتظار سرباز ولایت فصل انتظار جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی پلاک آسمانی،دل نوشته شهدا،اهل بیت ،و ... .:: مرکز بهترین ها ::. حمایت مردمی دکتر احمدی نژاد آقاشیر کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب صراط مستقیم هم رنگــــ ِ خـــیـــآل نگارستان خیال جبهه مقاومت وبیداری اسلامی کالبد شکافی جون مرغ تا ذهن آدمیزاد ! تکنولوژی کامپیوتر وبلاگ منتظران نگاهی نو به مشاوره سارا احمدی بوی سیب BOUYE SIB رمز موفقیت محقق دانشگاه سرزمین رویا اهالی بصیرت وبلاگ تخصصی فیزیک پاک دیده آدمک ها ✘ Heart Blaugrana به نام وجود باوجودی ... سرباز حریم ولایت دهکده کوچک ما از قرآن بپرس کنیز مادر هرچه می خواهد دل تنگت بگو •.ღ♥ فرشتــ ـــ ـه تنهــ ــ ــایی ♥ღ.• پیامبر اعظم(ص) عطاری عطار آبدارچی ستاد پاسخگویی به مسایل دینی وبلاگ شخصی امین نورا چوبک نقد مَلَس پوست کلف دل نوشت 14 معصوم وقایع ESPERANCE55 قدرت شیطان دنیای امروز ما تا ریشه هست، جوانه باید زد... آواز یزدان خلوت تنهایی کتاب شناسی تخصصی اس ام اس عاشقانه طرحی نو برای اتحاد ایرانیان سراسر گیتی دنیای ماشین ها در گوشی با خدا **** نـو ر و ز***** اس ام اس سرکاری و خنده دار و طنز دنیا به روایت یوسف جاده خدا خام بدم ایلیا حرفای خودمونی من بازی بزرگان کویر مسجد و کلیسا - mosque&church بچه دانشجو ! پژواک سکوت گنجهای معنوی دنیای موبایل منطقه‏ ممنوعه طلبه علوم دینی مسافر رویایی انواع بازی و برنامه ی موبایل دانشجو خبر ورزشی جدید گیاهان دارویی بانوی بهشتی دو عالم

از نظر قرآن، همه هستی ملک خدا است و اگر خدا بخواهد چیزی را به کسی بدهد، همه هستی جمع شوند نمی توانند جلوی آن را بگیرند یا اگر بخواهد چیزی را از کسی بگیرد همه هستی جمع شوند نمی توانند آن را برایش نگه دارند.(فاطر، آیه 2 و آیات دیگر)

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، همه رخدادها و پیشآمدهای جهان، در ام الکتاب و لوح محفوظ نوشته شده(حدید، آیه 22) و پس از امضای خلیفه الله و امام معصوم(دخان، آیات 1 تا 5؛ قدر، آیات 1 تا 5) از سوی فرشتگان بر اساس آن نسخه اصلی، در طول زمان ها نگارش می شود.(جاثیه، آیه 29)

این رخدادها به دو دسته اصلی خیر و شر تقسیم می شود که بر اساس دو علت اصلی ابتلاء یا کیفر نسبت به انسان اجرایی می شود؛ زیرا هر خیر و شری یا هر نعمت و نقمتی که به انسان می رسد یا بر اساس سنت آزمایش است یا بر اساس سنت کیفر. بنابراین، هماره انسان می بایست به سوی خدا بازگردد و با صبر و استقامت به دور از جزع و فزع، استغفار کند تا تحت رحمت الهی قرار گیرد و بتواند سربلند از ابتلاء بیرون آید و زمینه عفو الهی نسبت به کیفر فراهم آید و این گونه دفع و رفع و جلب محبتی انجام شود که البته انفاقات مالی نیز نقش اساسی دارد. از همین روست که حتی پیامبر(ص) برای رهایی از پیامدهای ناخواسته پیامدها و قرار گرفتن تحت مغفرت الهی، استغفار می کرد بی آن که گناهی مرتکب شده باشد؛ زیرا هر چیزی ذنب و دنباله ای دارد که می بایست از شر آن با استغفار در امان شد.

بر این اساس، تنها کسانی به جای خدا دنبال مالک دیگری می روند و کدخدا را می جویند که ایمان واقعی نداشته و جزو فاسقان باشند. از نظر قرآن در میان مسلمانان کسانی هستند که ایمان کامل نداشته و یا در مقام عمل سست ایمان بوده و مسلمانی سست اراده و فاقد عزم هستند. این گونه است که در برابر مبتلا یا کیفر به جای بازگشت به سوی خدا به سوی کدخدا یا کدخدایان می روند که هیچ کاره در عالم هستی هستند. اینان به جایی که اهل ایمان باشند دوست دار کفر هستند. وقتی در مسایل سیاسی و اقتصادی و نظامی گرفتاری پیدا کنند، به دنبال خدا نمی روند و به دنبال کدخدا می روند. این فاسقان مسلمان از نظر قرآن چنین رفتاری دارند: قُلْ إِنْ کَانَ آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَاؤُکُمْ وَإِخْوَانُکُمْ وَأَزْوَاجُکُمْ وَعَشِیرَتُکُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسَادَهَا وَمَسَاکِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ ؛ بگو : اگر پدران و پسران و برادران و زنان و خاندان شما و اموالى که گرد آورده‏ اید و تجارتى که از کسادش بیمناک هستید و خانه ها و سراهایى را که خوش مى دارید، نزد شما از خدا و پیامبرش و جهاد در راه وى دوست‏ داشتنى‏ تر است، پس منتظر باشید تا خدا فرمانش را به اجرا درآورد و خداوند گروه فاسقان را راهنمایى نمى ‏کند. (توبه، آیه 24)

 


97/10/30::: 1:48 ع
نظر()
  
  

منطق صوری ارسطویی و عقل بشری به این جا می رسد که انسان نوع اخیر است. از همین رو، در تعریف انسان می گویند: حیوان ناطق. بر این اساس، انسان نیز حیواناتی از حیوانات است با این تفاوت که حیوانی چون اسب مثلا وجه تمایزش ، شاهق بودن و شیهه زدن است و انسان دارای نطق است و کلامش به وضوح فهمیده و دانسته می شود؛ زیرا قوه ای بیان دارد و می تواند به طوری جداسازی کند که کلمات و الفاظ جداگانه شنیده و قابل ادراک باشد. بنابراین، انسان بر خلاف حیوانات دیگر که عجمه و گنگ هستند، گنگ نیست و نطق او دارای بیان است. چنان که خدا نیز می فرماید: عَلَّمَهُ الْبَیَانَ؛ خدا است که به انسان بیان را آموزش داد.(الرحمن، آیه 4)

به هر حال، نهایت درجه ای که عقل انسان درباره شناخت خودش می رسد، این که انسان نوع اخیر از جنس حیوان است.

اما از نظر قرآن، انسان نوع اخیر نیست، بلکه جنس سافل؛ بلکه حتی جنس عالی است. توضیح این که در تعریف کامل انسان می گویند: الانسان جوهر جسم نامی حساس حیوان ناطق؛ یعنی انسان عرض نیست، بلکه جوهر است، دارای جسم جمادی است که نامی نیز است؛ زیرا قابلیت رشد همانند گیاه را دارد، بلکه حساس نیز است و هم چون حیوان حواس دارد و نسبت به پیرامون حساس است و در میان حیوان ها نیز دارای عقل و قوه ناطقه است که می تواند حقایق را به گونه ای ادراک کند که برای هر یک اسم جداگانه ای بگذارد و بر اساس آن علوم و دانش را ایجاد کند.

از نظر اهل فلسفه و منطق که بر اساس عقل انسانی به شناخت چیزها و از جمله خود انسان می پردازند، انسان حیوان ناطق است که حیوان جنس سافل و ناطق فصل ممیز انسان است؛

اما از نظر قرآن، انسان در درجه ای است که باید او را به یک معنا نه تنها جنس سافل یعنی حیوان بلکه جنس عالی هم چون جوهری بدانیم که می تواند همه ماهیات های دیگر چیزها را به خود بگیرد؛ به سخن دیگر، اگر جماد یا نبات یا حیوان، برخی از اسمای الهی را دارا و برخی از صفات و اسمای الهی را ندارد، انسان به گونه ای است که همه اسمای الهی حتی اسمای جنیان و فرشتگان از زمینی و غیر زمینی را دارا است.(بقره، آیه 31)

بنابراین، انسان در حالی که انسان است، می تواند فرشته صفت، جن صفت، حیوان صفت، نبات صفت و جماد صفت باشد؛ یعنی اگر کریم ترین آفریده الهی فرشته سپس جن سپس حیوان باشد، تا جایی که به اسفل و پست ترین آفریده هستی یعنی جماد برسیم، دارای چنان انعطاف وجودی است که می تواند همه آن ها را در بر گیرد. پس انسان می تواند انسان فرشته یا انسان جن یا انسان حیوان، انسان نبات، انسان جماد بلکه از جهت عالی انسان متاله یعنی انسان خدایی شده باشد؛ یعنی با آن که هویت انسانی دارد، خدایی شده یا حیوان یا نبات یا جماد باشد. از این روست که خدا از انسان متاله (بقره، آیات 131 و 138؛ آل عمران، آیه 79)، انسان حیوان بلکه پست تر و گمراه تر یعنی انسان نبات و انسان جماد سخن گفته است.(اعراف، آیه 179؛ جن، آیه 15؛ انبیاء، آیه 98؛ تحریم، آیه 6)

به سخن دیگر، اگر قرآن نبود ما از چنین ظرفیت و سعه وجودی انسان با خبر نمی شدیم و گمان می کردیم که انسان نوع اخیر است؛ در حالی که چنین نیست؛ پس انسان با آن که انسان است فرشته یا حیوان می شود و می داند که انسان حیوان است مانند انسان چارپا است.

به قول آیت الله جوادی آملی وقتی انسان با هویت و ماهیتی چون بوزینه محشور می شود و می داند که انسان بوزینه است، این برایش خجالت آور است، نه وقتی که بوزینه است و نمی داند انسان است؛ زیرا بوزینه که از بوزینه بودن خود شرم نمی کند و خجالت نمی کشد؛ زیرا بوزینه برای بوزینه کمالی است و افتخاری؛ اما برای انسانی که بوزینه شده و می داند انسان بوزینه است خجالت آور و سخت است؛ زیرا از مقام کرامت انسانی سقوط کرده و به گمراهی و ضلالت رفته است.(اعراف، آیه 179)

هندوها بر این اعتقاد هستند که این تناسخ در دنیا اتفاق می افتد، و همین حیواناتی که در دنیا هستند، همان انسان هایی است که سقوط کرده اند؛ اما در اسلام گفته می شود که هر چند در دنیا برای برخی تناسخ اتفاق افتاده و بوزینه و خوک شدند، ولی آنان نابود شدند و نسلی از آنها نمانده است؛ چنان که برای اصحاب سبت اتفاق افتاده است.(اعراف، آیه 166؛ بقره، آیه 65)


97/10/17::: 4:29 ع
نظر()
  
  

هماره یک جدال و مجادله میان این که بین تعهد و تخصص کدام را باید مقدم داشت و اصالت بخشید، مطرح بوده است؛ البته اگر بتوان کسی را انتخاب کرد که هر دو را داشته باشد، چه خوب و «فبها المطلوب»؛ اما اگر در شرایطی قرار گیریم که بخواهیم میان متعهد و متخصص یکی را برای عملی انتخاب کنیم، برخی بر این باورند که آدم متخصص مقدم است؛ زیرا آن که کار را پیش می برد، متخصص با تخصصش است؛ چرا که تعهد نمی تواند کار تخصص را انجام دهد و کار خراب می شود.

اما باید توجه داشت که اگر شخص متخصص باشد، ولی تعهدی برای استفاده درست از تخصصش نداشته باشد، چه تضمینی است که کار به درستی پیش می رود و بر خلاف تخصص خودش رفتار یا عمل نمی کند؟

به نظر می رسد نمی توان از تقدم مطلق و بی چون و چرای متخصص سخن گفت؛ زیرا هیچ تعهدی به استفاده از تخصص خودش ندارد؛ اما متعهد وقتی عهده دار کاری می شود، چون تعهد دارد که کار را به درستی انجام دهد، وقتی در کاری خود را ناتوان دید، هرگز بر خلاف تعهدش، اقدام به آن نمی کند؛ پس احتمال این که متعهد کار را خراب کند، نیست، بلکه کار در همان حالت خودش می ماند، اما این که متخصص غیر متعهد ممکن است کار را خراب تر کند، قوی تر است.

به سخن دیگر، واسپاری کاری به متخصص غیر متعهد ممکن است موجب شود کاری خراب تر شود، اما به متعهد غیر متخصص به گونه ای است که کار خراب تر نمی شود.

از نظر قرآن، برای انجام کارهای خیر و نیک نمی توان از افرادی استفاده کرد که گمراه هستند هر چند که ممکن است متخصص باشند. این که خدا می فرماید: وَمَا کُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّینَ عَضُدًا؛ من خدا آن کسی نیستم که گمراهگران را همکار خود بگیرم.(کهف، آیه 51)

به سخن دیگر، از نظر قرآن همان طوری که انسان مومن نباید قدرت و توان خود را در خدمت مجرمان و کافران قرار دهد(قصص، آیات 17 و 86) هم چنین نمی بایست از گمراهان برای انجام کارهای حق بهره گیرد.

در نظام اسلامی می بایست کسانی را به کار گرفت که متعهد متخصص باشند، و اگر متخصصی جز فتنه گران غیر متعهد نیست، نمی بایست از آنان بهره گرفت؛ چنان که بهره گیری از آنان موجب شده است که وضعیت اقتصادی کشور این گونه شود و امنیت روانی و غذایی مردم با خطر مواجه شود. متخصصان غیر متعهدی که به قول قرآن، نه تنها دوست دارند به غربیان و مستکبران بپیوندند و تابعیت کشورهای آنان را بگیرند و در آن جا زندگی کنند، بلکه همین الان نیز دل در گرو غربیان و مستکبران دارند. از این روست که خدا درباره آنان می فرماید: فَتَرَى الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسَارِعُونَ فِیهِمْ؛ مى ‏بینى کسانى که در دلهایشان بیمارى است در دشمنان شتاب مى ‏ورزند.(مائده، آیه 52) زیرا خدا نفرموده است: یُسَارِعُونَ الیهِمْ؛ آنان به سوی دشمنان شتاب می ورزند؛ بلکه می فرماید در آنان شتاب می ورزند؛ یعنی دلهایشان به سمت دشمنان است و حالا می خواهند به میان دشمنان درآیند و با تابعیت کشور آنان با همین دشمنان زندگی کنند. نمونه این متخصصان غیر متعهد دو تابعیتی هایی چون خاوری است که اموال ملت را غارت کرد و برد و دیگرانی که خزانه را از ارز خالی کردند.


97/10/17::: 1:29 ع
نظر()
  
  
<      1   2   3