سفارش تبلیغ
صبا
دانش بیش از آن است که به شمار در آید، پس از هر چیز نیکوترینش را برگیر . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :65
بازدید دیروز :584
کل بازدید :913956
تعداد کل یاداشته ها : 1391
96/5/31
3:53 ص
مشخصات مدیروبلاگ
 
خلیل منصوری[165]

خبر مایه
پیوند دوستان
 
جبهه مقاومت وبیداری اسلامی کالبد شکافی جون مرغ تا ذهن آدمیزاد ! حمایت مردمی دکتر احمدی نژاد فصل انتظار پلاک آسمانی،دل نوشته شهدا،اهل بیت ،و ... جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی .:: مرکز بهترین ها ::. نگاهی نو به مشاوره سارا احمدی هم رنگــــ ِ خـــیـــآل سرباز ولایت کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب وبلاگ منتظران بوی سیب BOUYE SIB هزار دستان رمز موفقیت محقق دانشگاه نگارستان خیال سرزمین رویا صراط مستقیم اهالی بصیرت وبلاگ تخصصی فیزیک پاک دیده آدمک ها آقاشیر ✘ Heart Blaugrana به نام وجود باوجودی ... سرباز حریم ولایت دهکده کوچک ما از قرآن بپرس کنیز مادر هرچه می خواهد دل تنگت بگو •.ღ♥ فرشتــ ـــ ـه تنهــ ــ ــایی ♥ღ.• پیامبر اعظم(ص) عطاری عطار تکنولوژی کامپیوتر آبدارچی ستاد پاسخگویی به مسایل دینی وبلاگ شخصی امین نورا چوبک نقد مَلَس پوست کلف دل نوشت 14 معصوم وقایع ESPERANCE55 قدرت شیطان دنیای امروز ما تا ریشه هست، جوانه باید زد... آواز یزدان خلوت تنهایی کتاب شناسی تخصصی اس ام اس عاشقانه طرحی نو برای اتحاد ایرانیان سراسر گیتی دنیای ماشین ها در گوشی با خدا **** نـو ر و ز***** اس ام اس سرکاری و خنده دار و طنز دنیا به روایت یوسف جاده خدا خام بدم ایلیا حرفای خودمونی من بازی بزرگان کویر مسجد و کلیسا - mosque&church بچه دانشجو ! پژواک سکوت گنجهای معنوی دنیای موبایل منطقه‏ ممنوعه طلبه علوم دینی مسافر رویایی انواع بازی و برنامه ی موبایل دانشجو خبر ورزشی جدید گیاهان دارویی

قرآن، کتابی شگفت و اعجازی است که هیچ را توان آن نرسد که مثل آن را بیاورد حتی اگر جنیان و انسان ها با هم گردآیند و یک دیگر را در این امر پشتیبانی کنند و یاری رسانند.(اسراء، آیه 88)

این کتاب با آن که قول ثقیل و سنگین و با وزانت است: در همان حال، بسیار آسان فهم است و سخت فهم نیست و به سادگی می توان هر کسی در هر سطحی از ادراک باشد مطالب آن را بفهمد هر چند که به اعماق و بطون آن راه نیابد، ولی همان مطالبی که درک می کند به همان میزان راهنمای او در مسیر هدایت است.

این کتاب هم چنین سدید و محکم و استوار است و سخن بی پایه و اساس نمی گوید و از سخافت در امان است. پس با آن که آسان یاب است استوار است و با آن که با وزانت و ثقیل است از آسان یاب است.

به سخن دیگر، «ثقیل» است(روم، آیه 60) و به دور از «عسر» بوده و برخوردار از یسر است(قمر، آیه 17)؛ سدید و استوار است، ولی نه سخیف؛ هم چنین ثقیل نه عسیر بلکه ثقالت و وزانت قرآن همراه با آسانی و یسر است؛

به عبارتی دیگر؛ قرآن سدید و متینی به دور از هر گونه سبکی ، سخافت و سستی است. با آن که وزین و ثقیل و سنگین است ولی سخت و عسیر نیست؛ بلکه آسان و یسیر است. پس قرآن دارای چهار ویژگی است: وزین است و سست بنیاد نیست؛ آسان است و سخت فهم نیست.


  
  

از نظر روایات اسلامی، ایران اسلامی شاخه شمالی ارتشی را شکل می دهد که تحت ولایت امام زمان(عج) به سمت بصره حرکت می کند تا نیروهای متجاوز سفیانی مرکب از همه شیاطین جن و انسی را در عراق عرب سرکوب کند؛

این در حالی است که شاخه جنوبی این ارتش آخرزمانی را یمنی هایی تشکیل می دهند که حکومت آنان به طور مستقیم تحت ولایت امام زمان(عج) شکل گرفته و بدنه اصلی ارتش آن حضرت(عج) را تشکیل می دهد.

به سخن دیگر، هماره از نظر آموزه های اسلامی شرایع گوناگون از آیین ابراهیمی(ع)، غرب آسیا و خاورمیانه مرکز جهان است و پیروزی حق و شکست باطل در این جا رقم می خورد. بنابراین، همه مناطق دیگر جهان به عنوان پیرامون این مرکز عمل کرده و متاثر از آن است. پس جنگ سرنوشت آخر زمانی در این نقطه از جهان خواهد بود.

بر اساس روایات، طرف باطل و شیطانی در شامات متمرکز شده و به سوی شرق حرکت کرده و عراق عجم را به اشغال در می آورد. این در حالی است که پیش از آن در ایران اسلامی، با مرکزیت قم، حرکت جهانی سازی اسلام شروع شده و افاضات معرفتی در سرتاسر جهان انجام می شود. این حرکت معرفتی نیازمند حرکت نظامی و عملیاتی است که به دست نیروهای یمنی انجام می شود.

نیروهای یمنی بدنه اصلی حرکت نظامی امام زمان(عج) را تشکیل می دهد و به سمت شمال یعنی عربستان و سپس عراق می آید و با تلاقی ارتش امام زمانی (عج) شاخه شمالی پیشروی به سوی شام و فلسطین اشغالی شروع و در نهایت نه تنها پیروان سفیانی از شاخه سقیفه شکست می خورد بلکه به دنبال آن پیروان دو شریعت موسوی و مسیحی نیز تسلیم شده و جهان تسلیم مرکزیت حکومت امام زمان(ع) در کوفه عراق می شود.

بنابراین، راهبرد اصلی نظام اسلامی باید حمایت از یمن و انقلاب یمانی باشد تا ریشه شجره خبیثه تکفیری سقیفه را از عربستان برکند و شاخه های آن را در شام و عراق بچیند. آن چه امروز در عربستان است، همان شجره خبیثه سفیانی سقیفه است که به دست ابلیس غرس شده و با «صهیونیزم عبری عربی غربی» آبیاری شده است. زدن و هرس کردن شاخه های شامی و عراقی تکفیر جز با قلع و قمع شجره خبیثه در عربستان شدنی نیست؛ پس راهبرد اساسی همکاری با یمانی ها در بر کندن این شجره خبیثه است تا بستر برای ظهور امام زمان(ع) فراهم آید.


  
  

اسلام ویژگی های خویش را برای یک جامعه قرآنی تعریف کرده است. بر اساس آموزه های وحیانی قرآنی می توان سه گانه زیر را به عنوان مهم ترین ویژگی های یک جامعه قرآنی بر شمرد. این سه گانه ها عبارتند از:

  1. عبادت: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هدف آفرینش انسان، عبادت و بندگی است.(ذاریات، آیه 56) انسان طریق عبادت به تقوای الهی می رسد(بقره، آیه 21) و به عنوان انسان متاله و خدایی شده سزاوار و شایسته خلافت الهی و مظهریت در ربوبیت می شود.(بقره، آیات 30 و 31 و  138؛ آل عمران، آیه 79)

  2. عدالت: از مهم ترین ویژگی های جامعه قرآنی، عدالت است که تبلور آن در عدالت قسطی و سهمیه ای هر انسانی از مواهب الهی است. بر اساس عدالت قرآنی، هر چیزی به جایگاه حق خویش می رسد و کمالات خاصه خود را به دست می آورد. این عدالت بر اساس موازین الهی و حقوقی است که برای هر چیزی تعیین شده و در کتب الهی هم چون قرآن تبیین شده است. هر کسی باید این حقوق را بر اساس آموزه های وحیانی قرآن بشناسد و در قالب رفتار و اعمال در زندگی پیاده سازی کند و با اجرا و قیام بدان همه به جایگاه بایسته و شایسته خویش برسند.(حدید، آیه 25) از این رو، عدالت شاخص اصلی جامعه قرآنی است و اگر کسی بخواهد تقوایی را از طریق اعمال عبادی کسب کند، عدالت نزدیک ترین راه و روش برای تقوای الهی است.(مائده، آیه 8) بنابراین، شاخصه های دیگر اجتماعی چون آزادی تنها در چارچوب، مدار و محور عدالت معنا می یابد؛ در غیر این صورت، آزادی چیزی جز لاابالی گری و اباحه گری نیست؛ چرا که حریت انسان با عبودیت و تقوایی است که از راه اعمال عبادی به ویژه عدالت کسب می شود.(همان؛ آل عمران، آیه 35)

  3. ولایت : جامعه قرآنی برای تحقق اهداف اصیل خویش در راستای عبادت و خلافت الهی، نیازمند قیام عمومی به عدالت تحت قوانین کتابی به نام قرآن، و رهبری رهبرانی است که شناخت کامل از حق و باطل داشته و مدیریت نفس خویش را به عقل نظری نوری الهی و عقل عملی به دور از شهوت و غضب سپرده اند و جزم ایشان عقلانی وحیانی و عزم ایشان عقلانی اکتساب عبودیت و جنات الهی است. از این روست که پیروی و اتباع از چنین مدیریت عقلانی در جزم و عزم لازم است تا عدالت بتواند تحقق درست یابد و هر چیزی در جای حق خود قرار گیرد.(حدید، آیه 25؛ آل عمران، آیات 31 و 32؛ احزاب، آیه 21)


  
  

از نظر قرآن هر چیزی دارای دو جنبه مُلکی و مَلکوتی است. مُلک هر چیزی جنبه خلقی و رقیقه آن چیز است که انسان با آن ظاهر سر و کار دارد. همین ظاهر ملکی چیزها به سبب آراستگی و زینت موجب می شود تا انسان به ژرفای آن توجه نیابد و به همان ظاهر بسنده کرده و قضاوت را بر پایه آن داشته باشد؛

اما ملکوت هر چیزی همان جنبه امری، حقیقی و باطنی چیزی است که اصطلاحا به آن جنبه «یلی الرب» گفته می شود.(انعام، آیات 82 و 83؛ المیزان، ج 8، ص 348) این جهت باطنی هر چیزی حقیقت آن چیز را نشان می دهد که جهت خدایی است. پس هر کسی به هر چیزی نظر دقیق داشته باشد، به طور طبیعی مثلا از فقر هویتی و وجودی آن آگاه می شود و می بیند که این چیز نمی تواند قائم به ذات باشد؛ چرا که «کُلُّ قائمٍ فی سِواهُ مَعْلولٌ؛ هر ایستاده در غیرش، معلول علتی است.»(نهج البلاغه، خطبه 184)

از همین روست که خداوند از انسان ها می خواهد اگر نمی توانند به مقام رویت و شهودی برسند که با چشمان قلب خویش ملکوت چیزها را ببیند و یا به جایی نرسیده اند که خداوند به آنان بنمایاند و ارایه دهد؛ چنان که برای حضرت ابراهیم اتفاق افتاد: وَکَذَلِکَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ ؛ و این گونه ملکوت آسمانها و زمین را به ابراهیم نمایاندیم تا از جمله یقین‏ کنندگان باشد. (انعام، آیه 75) دست کم به مقام نظر برسند: أَوَلَمْ یَنْظُرُوا فِی مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَیْءٍ؛ آیا در ملکوت آسمانها و زمین و هر چیزى که خدا آفریده است ننگریسته‏ اند.(اعراف، آیه 185) زیرا در این مقام می فهمند که رب و پروردگار هر چیزی خدا است و این گونه خدایی را می پرسند که باطن و حقیقت هر چیزی است و توکل بر او خواهند کرد و رفتارشان دگرگونه شده و صورت رفتاری ایشان به سوی خدایی می چرخد که در هر چیزی است: فَأَیْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ؛ به هر سو رو بگردانید پس آن جا وجه الله است.(بقره، آیه 115)

به قول باباطاهر:

به صحرا بنگرم صحرا ته وینم

به دریا بنگرم دریا ته وینم

بهر جا بنگرم کوه و در و دشت

نشان روی زیبای ته وینم

پس ما نیز هم چنان که حضرت ابراهیم در هر چیز وجه الله را می دید (انعام، آیات 75 تا 79) آن را خواهیم دید و هم چون او می گوییم: إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِیفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ ؛ من از روى اخلاص پاکدلانه وجه و روى خود را به سوى کسى گردانیدم که آسمانها و زمین را پدید آورده است و من از مشرکان نیستم. (انعام، آیه 79) چرا که در این زمانه دریافته ایم خدا و دست ربوبی او را در همه چیز می بینیم :إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ .  فَسُبْحَانَ الَّذِی بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْءٍ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ؛ چون به چیزى اراده فرماید امرش این بس که مى‏ گوید: باش! پس بى ‏درنگ موجود مى ‏شود. پس شکوهمند و پاک است آن کسى که ملکوت هر چیزى در دست اوست و به سوى اوست که بازگردانیده مى ‏شوید. (یس، آیات 82 و 83)  پس چنین ناظری همه چیز را جنود الهی دانسته و به پناهگاه امن او می رود:قُلْ مَنْ بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْءٍ وَهُوَ یُجِیرُ وَلَا یُجَارُ عَلَیْهِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ بگو فرمانروایى هر چیزى به دست کیست و اگر می دانید کیست آن که او پناه مى‏ دهد و در پناه کسى نمى ‏رود. (مومنون، آیه 88)


  
  

از نظر قرآن، عوالم یا همان نشئات در امتداد یک دیگر نیستند؛ نسبت میان آنها نسبت ظاهر و باطن است. پس النَّشْأَةَ الْأُخْرَى(نجم، آیه 47) یا النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ(عنکبوت، آیه 20) باطن و ملکوت همین النَّشْأَةَ الْأُولَى(واقعه، آیه 62) است.

بر این اساس، پرسیدن از زمان و وقت آمدن و رفتن این عوالم معنایی ندارد؛ زیرا : 1. آخرت باطن و ملکوت این ملک دنیا است؛ 2. ملکوت محیط بر ملک است؛ 3. هر چیزی در ملک رقیقه آن حقیقت ملکوتی است؛ 4. مرگ وقت بی زمانی است.

نتیچه این است که قیامت و بهشت به عنوان ملکوت همین ملک هم اکنون موجود است. اباصلت هروی می گوید: از امام رضا(ع) پرسیدیم: یا ابن رسول الله! بفرمایید که؛ آیا بهشت و دوزخ، در حال حاضر آفریده شده و موجودند؟ امام رضا(ع) قاطعانه فرمودند: «البته که موجود هستند. هنگامی که رسول خدا(ص) به معراج برده شدند، وارد بهشت شده و دوزخ را نیز دیدند!

پرسیدم: برخی ها می گویند: «بهشت و دوزخ» در حال حاضر، مقدر شده، ولی هنوز آفریده نشده است؟!». امام رضا(ع) که گویا از این عقیده برآشفته بود، فرمودند: نه این گروه از مایند و نه ما از آنها هستیم! کسی که آفرینش بهشت و دوزخ را انکار نماید، رسول خدا(ص) و ما را دروغ گو خوانده و از ولایت ما بهره ای نداشته و در آتش دوزخ جاودانه خواهد بود. خداوند عز و جل فرمود: «هذه جهنم التی یکذب بهاالمجرمون، یطوفون بینها و بین حمیم آن؛ این همان دوزخی است که مجرمان، آن را تکذیب می کنند، در حالی که (هم اکنون) بین آن و آب جوشان می چرخند. (الرحمن- 43؛ عیون اخبارالرضا، ج1، ص115 ؛ بحار الانوار، ج 8 ص 119)

به هر حال، قیامت و بهشت و دوزخ و جهان آخرت، چیزی جز امتداد همین دنیا و ملکوت و باطن آن نیست؛ بنابراین موجود و محیط بر این دنیا است و پرسش از زمان ایجاد آن معنایی ندارد: یَسْأَلُونَ أَیَّانَ یَوْمُ الدِّینِ.(ذاریات، آیه 12) یا : یَسْأَلُ أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ(قیامت، آیه 6)

اگر بخواهیم وضعیت انسان در دنیا را تبیین کنیم ، باید گفت همانند جنین در رحم مادر است که در دنیا است و می گوید دنیا کجاست و کی آغاز می شود و چه وقت به وجود می آید؛ از نظر زمانی همانند کسی است که در گردابی در وسط اقیانوس در حال گردیدن است و گرفتار زمانی است که این گردش برای او ایجاد کرده، وقتی از این گرداب بیرون می افتد می فهمد که زمان جز همان گردش در درون گرداب نبوده است و او هماره در اقیانوس بوده است. پس آخرت برای اهل دنیا مانند وضعیت کودک در رحم مادر و گرفتار در گرداب است.


  
  

برای خداوند دو رحمت است که از آن به رحمت رحمانی و رحمت رحیمی یاد می شود؛ رحمت رحمانی هم عام و فراگیر است و همه چیز را در بر گرفته است: رَحْمَتی‌ وَسِعَتْ کُلَّ شَیْ‌ءٍ.(اعراف، آیه 156)? و هم رحمت مطلقی است که مقابلی ندارد. پس در مقابل رحمت رحمانی چیزی به نام غضب الهی نیست؛ زیرا این رحمت رحمانی همه جا پر کرده و جایی برای غضب نمی گذارد. پس رحمت رحمانی مقابل ندارد؛ این رحمانی که گفته می شود هماننند الله اسم خاص الهی و موصوف است:قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَیًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ ؛ بگو خدا را بخوانید یا رحمان را بخوانید هر کدام را بخوانید براى او نامهاى نیکوتر است(اسراء، آیه 110)؛ در حالی که رحیم این گونه نیست، بلکه هماره به یک معنا صفت است، هر چند که اسم باشد.

اما رحمت رحیمی، رحمتی است که مقابل آن غضب الهی است. رحمت رحیمی خاص مومنان است که نماد و نمود اتم و اکمل آن بهشت رضوان الهی است و در برابر آن غضب الهی است که نماد و نمودش غضب الهی و دوزخ است.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، آن چه نظام هستی را مهندسی می کند، رحمت رحمانی است. این رحمت رحمانی مقدم از نظر رتبی است و هم از نظر میزان و کمیت بیش تر و فراگیرتر و هم از انظار دیگر نیز برتر و مهم تر است؛ زیرا حتی مهندسی غضب الهی در مرتبه دیگر و پایین تر به عهده این رحمت است.

امام سجاد(ع) می فرماید: أَنْتَ الَّذِی تَسْعَی رَحْمَتُهُ أَمَامَ غَضَبِه‌؛ تو خدایی هستی که رحمتت غضب را امامت می کند و جلودار او است.(صحیفه سجادیه، ص 78)

پس این رحمت رحمانی مطلق و عام است که پیشاپیش حرکت کرده و نظام هستی را مدیریت و مهندسی می کند و می گوید که کجا باید غضب باشد و کجا نباشد. پس غضب الهی نیز بر اساس رحمت عام و مطلق الهی است، نه انتقام و کینه و مانند آن ها.


96/5/21::: 12:12 ع
نظر()
  
  

از نظر قرآن، انسانی اگر کار نیکی انجام می دهد، پیش از آن که دیگران از آن سودی برند، خود شخص است که از این کارش بهره مند می شود؛ زیرا اگر خداوند کیفر کار بد را به همان میزان می دهد و از وفاق(نباء، آیه 28) و عدالت بیرون نمی رود و ذره ای ظلم روا نمی دارد.

اما اگر کسی کار نیکی انجام دهد این گونه نیست که به همان میزان پاداش بگیرد، بلکه پاداش مضاعف می گیرد که بخشی در دنیا و بخشی در آخرت است. آن کس که فقط گرایش به دنیا دارد پاداش کار خیرش را در دنیا می گیرد و خداوند به او طوری می دهد که در قیامت دیگر مدعی پاداش نشود. از این روست که کافرانی که کار خیر کردند در همین دنیا چنان بهره مند می شوند که آسایش در زندگی ایشان موجب تعجب مومنان می شود.(زخرف، آیات 32 تا 34) خداوند در این باره می فرماید:مَنْ کَانَ یُرِیدُ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا وَزِینَتَهَا نُوَفِّ إِلَیْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِیهَا وَهُمْ فِیهَا لَا یُبْخَسُونَ أُولَئِکَ الَّذِینَ لَیْسَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِیهَا وَبَاطِلٌ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ؛ کسانى که زندگى دنیا و زیور آن را بخواهند، جزاى کارهایشان را در آنجا به طور کامل به آنان مى‏ دهیم و به آنان در آنجا کم داده نخواهد شد.اینان کسانى هستند که در آخرت جز آتش برایشان نخواهد بود و آنچه در آنجا کرده‏ اند به هدر رفته و آنچه انجام مى‏ داده‏ اند باطل گردیده است. (هود، آیات 15 و 16)

اما آنانی که برای رضایت خدا خدمتی نیک به دیگران می کنند، نه تنها چند برابر پاداش می گیرند: وَلِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ لِیَجْزِیَ الَّذِینَ أَسَاءُوا بِمَا عَمِلُوا وَیَجْزِیَ الَّذِینَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى ؛ و هر چه در آسمانها و هر چه در زمین است از آن خداست تا کسانى را که بد کرده‏ اند به سزاى آنچه انجام داده‏ اند نه بیش تر کیفر دهد و آنان را که نیکى کرده‏ اند به نیکى و بیش تر پاداش دهد.(نجم، آیه 31) بلکه مهم ترین پاداش ثبات روانی و استواری آن است به گونه ای که مضطرب و پریشان نمی شود و تحت تاثیر تکانه ها قرار نمی گیرد: وَمَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَتَثْبِیتًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُکُلَهَا ضِعْفَیْنِ فَإِنْ لَمْ یُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ؛ و مَثَل صدقات‏ کسانى که اموال خویش را براى طلب خشنودى خدا و استوارى روانشان انفاق مى کنند، همچون مَثَل باغى است که بر فراز پشته‏ اى قرار دارد که اگر رگبارى بر آن برسد، دو چندان محصول برآورد، و اگر رگبارى هم بر آن نرسد، بارانِ ریزى براى آن بس است‏، و خداوند به آنچه انجام مى‏ دهید بیناست‏. ( بقره، آیه 265)


  
  

دنیا دار الاسباب است. از این رو، خدا همه امور هستی را از طریق مدبرات و مقسمات و مانند آن ها انجام می دهد(ذاریات، آیات 1 تا 4)، بی آن که تفویض و واگذاری داشته باشد. امام صادق(ع) می فرماید: أبَى اللّهُ أن یُجرِیَ الأشیاءَ إلاّ بِأسبابٍ، فَجَعَلَ لِکُلِّ شَیءٍ سَبَبا؛ خداوند ابا دارد که چیزها جز از طریق اسباب جریان یابد؛ پس برای هر چیزی سببی قرار داده است.(کافی، ج 1، ص 183، حدیث7.)

شناخت اسباب و علل و معلول ها، مهم ترین علومی است که انسان در اختیار دارد؛ زیرا با شناخت این نظم و قوانین تکوینی الهی است که انسان می تواند با کشف آن ها اختراعاتی داشته باشد و به عنوان خلیفه تصرفاتی در تکوین آن ها داشته باشد. مهندسی ژنتیک، ترایخته ها، ساخت ابزارهایی چون تلویزیون، موبایل، هواپیما، پهپاد، انواع داروها و درمان بر اساس آگاهی به این نظام تکوین اسباب و علل است.

پس انسان باید اسباب و علل را بشناسد تا به اهداف خودش برسد؛ البته اهداف خوب و نیک به این معنا نیست که هر اسباب و وسیله ای را به کار گیرد تا به مقصد برسد؛ زیرا همان طوری که اهداف می تواند خوب و بد باشد، ابزارها نیز این گونه است. پس به سبب آن که هدف خیر و نیک است، نمی توان از اسباب و وسایل بد و زشت بهره گرفت؛ چرا که هدف وسیله را توجیه نمی کند و به چیزی که وجاهت ندارد، وجاهت نمی بخشد.

امام حسین(ع) هشدار می دهد که انتخاب وسیله و سبب بد و غیر مشروع نه تنها شخص را به هدف نمی رساند بلکه موجبات نومیدی و قرار گرفتن در مشکلات را فراهم می آورد. امام حسین(ع) می فرماید:مَنْ حَاوَلَ أَمْراً بِمَعْصِیَةِ اللَّهِ کَانَ أَفْوَتَ لِمَا یَرْجُو وَ أَسْرَعَ لِمَجِی‌ءِ مَا یَحْذَرُ؛ هر کسی تلاش کند تا با معصیت خدا امری را تحقق بخشد، امیدش از دست می رود و به سرعت و شتاب گرفتار محذورات شده و نگراهی به او رو می آورد.(کافی، ج 2، ص  373؛ تحف العقول، ص248؛ بحارالانوار، ج 74، ص 178)

امیرمومنان امام علی(ع) نیز می فرماید: لا یَسعَدُ امْرُؤٌ إلاّ بِطاعَةِ اللّه‏ِ سُبحانَهُ وَ لا یَشقَى امْرُؤٌ إلاّ بِمَعصیَةِ اللّه‏ِ؛ هیچ کس جز با اطاعت خدا خوشبخت نمى‏ شود و جز با معصیت خدا بدبخت نمى‏ گردد.(تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص 183)

از نظر آن حضرت(ع) لذتی که از معصیت حاصل می شود، عزت آفرین نیست، بلکه موجبات ذلت و خواری وی را فراهم می آورد. امیرمومنان (ع) می فرماید:مَن تَلَذَّذَ بِمَعاصی اللهِ أورَثَهُ اللهُ ذُلّاً؛ هر که از معصیت خدا لذت ببرد خداوند او را به ذلت می افکند.(تصنیف غررالحکم و دررالکلم ، ص186 ، ح3565)


  
  

برخی از انسان ها خود را زرنگ و کیس می دانند، و بیش از اندازه پیچیده فکر و عمل می کنند. از قدیم گفته اند: سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت کوش. این افراد به دلیل آن که خیلی به خود و توانمندی های خویش باور دارند، دنبال مکر و چاره جویی می روند و کید می ورزند تا با کم ترین هزینه بیش ترین سود را ببرند؛ اما این مکاری به سبب اعتماد بیش از اندازه به علم و عمل خود، موجب می شود تا بیش تر خطر کنند و در نتیجه هم بیش تر ضرر کنند. چنان که قارون و قارونی ها این گونه به خود و علم مدیریت اقتصادی خویش دل بسته و سقوط کردند.(قصص، آیه 78؛ زمر، آیه 49)

از آیات و روایات به دست می آید مدعیان علم در لبه پرتگاه دوزخ حرکت می کنند و به سادگی در دوزخ می افتند؛ اما انسان های ساده و غیر پیچیده، هفتاد ذراع از پرتگاه دوزخ دور هستند و اگر اشتباهی بکنند اشتباهات ایشان جزو گناهان صغیره بوده و به سادگی هم قابل جبران است حتی اگر توبه نکنند؛ زیرا خداوند گناهان کوچک را به شرط ترک کبیره خودش می بخشد.(نساء، آیات 31 و 32) البته خداوند گناهان کبیره را نیز با توبه می بخشد، ولی این افراد ساده اصلا پیچیده و خطرپذیر نیستند تا سراغ گناهان بزرگ و کبیره بروند تا نیازی به توبه باشد.

این افراد چون مدعی علم نیستند و ادعای هم ندارند، تنها چشم و گوششان به سوی عالمان است و هر چه آنان می گویند اینان عمل می کنند. این گونه است که آنان اهل عمل می شوند و همین عمل آنان را نجات می دهد. از این روست که در روایت آمده است: أَکْثَرُ أَهْلِ الْجَنَّةِ الْبُلْه‌؛ بیش ترین اهل بهشت ساده دلان هستند. اینان سست خرد ،کم اندیشه و ناتوان در رای هستند ولی با عمل خودشان به بهشت می روند.

البته عالمان اگر اهل خشیت باشند وقتی به بهشت می روند در درجات عالی بهشت قرار می گیرند؛ زیرا درجات به معرفت است و اهل خشیت به سبب آگاهی نسبت به خدا در برابر عظمت الهی خاشع و خاضع می شوند و این گونه است که ترس ایشان از نوع عالمانه و عبادت ایشان حتی می تواند محبانه باشد اگر خائفانه نباشد؛ در حالی که ساده اندیشان عبادتی از سر طمع دارند نه خوف و خشیت حبی.


  
  

انسان باید یا خود را در محضر خدا ببیند و او را مخاطب به خطاب حضور کند و در مقام شهود با او سخن گوید و اعمال و رفتار داشته باشد، یا آن که ذاکر خدا باشد و هماره خدا را به یاد داشته باشد تا گرفتار غفلت نشود.

انسان نمازگزار همان آغاز نماز با حمد الهی احساس حضور و شهود ندارد از این روست که با شکل مغایب با خدا سخن می گوید و به حمد و ستایش او به عنوان ذاکر می پردازد و می گوید: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ.

اما پس از این تذکر و یاد خدا کردن، می بیند که غیب هستی برای او مشهود شده است. این جا است که خدا را شهید به معنای شاهد و مشهود می یابد.(مائده، آیه 117) پس هر چیزی را می نگرد آیتی از آیات الهی است و این گونه است که همه هستی را نور الله می بیند و از غیب به حضور می آید و خدا را مخاطب خویش قرار می دهد و می گوید: إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ...

پس انسان مومن هماره یا در مقام شاهد و حاضر است؛ یا در مقام ذاکر و هرگز گرفتار غفلت نیست و غافل از حضور و ذکر نیست. بنابراین، انسانی که شاهد و ذاکر نیست، به قطع و یقین غافل است. معاذنا الله من شرور انفسنا و سیئات اعمالنا.


  
  
   1   2   3   4   5      >