شخصيت آدمي در رفتار وي بروز و ظهور مي کند. در مواردي چون بلوغ هيجاني، سازگاري و تطابق اجتماعي، منش، خصوصيات خلقي، سلامت و نيروي جسمي، نگرشها، مردم آميزي يا خوي پذيري اجتماعي، هوش اجتماعي و موارد ديگر، شخصيت آدمي تحت تاثير شديد قرار مي گيرد. از اين رو بازخواني اين موارد براي شناخت شخصيت و هويت بخشي به آن امري ضروري و بايسته است که در اين جا به صورت گذرا بدان پرداخته مي شود.
بلوغ هيجاني
منظور از بلوغ هيجاني يا بلوغ عاطفي، رشد هيجاني فرد را مي گويند که فرد بتواند از انگيزه هاي کودکانه دور باشد.
وقتي مي گوييم شخصي از جهت عاطفي بالغ است که رفتارش در موقعيت هاي دشوار مناسب و متعادل باشد. به سخن ديگر در حل مشکلاتي که پيش مي آيد از شيوه هاي عقلاني استفاده کند و قضاوت او نيز صرفا عاطفي نباشد.
نمونه هايي از رفتارهاي نابالغ را مي توان در سرزنش ديگران براي شکست خود، انتقاد بيش از اندازه و بي دليل، خودداري از گفت و گو با ديگران، گوشه گيري، گزافه گويي درباره خود، گزافه خواهي بيش از توان و استعداد، توجيه غير عقلاني رفتار ديگران، ديگر اتکايي، عصبانيت، اضطراب، فقدان تلاش در پي شکست، مخالفت با امور عقلاني، خودپيشتازي و عدم رعايت حقوق ديگران يافت.
در شناخت سلامت شخص مي بايست به بلوغ ترکيبي عاطفي توجه داشت، زيرا عوامل متعددي در شخصيت سازي اين بخش نقش دارد که نمي توان آن ها را ناديده گرفت. برخي از افراد در شماري از جنبه هاي عاطفي به بلوغ و حد کمال نزديک هستند اما در برخي ديگر هيجانات و عواطف، رشد کافي نکرده اند. نوجوان هم چنين کساني که در آغاز جواني هستند به سبب عدم بالندگي و رشد کامل در شرايطي نيستند که بتوان درباره شخصيت آنان داوري ارزشي درستي داشت ولي مي توان از شيوه رفتاري آنان به بلوغ برخي از عوامل و عدم برخي ديگر پي برد و آنان را در اين مسير ياري داد.
نظام ارزشي
منظور از نظام ارزشي يا ارزش ها، جنبه هايي از شخصيت فرد است که وي آن را خوب و با ارزش و يا مهم مي شمارد. به تعبير ديگر، جنبه هايي از زندگي شخص که براي آن ها، بيش ترين اهميت و ارزش قايل است و شخص براي رسيدن به آن ها کوشش و فعاليت مي کند و يا به آن ها اعتقاد دارد و در حقيقت بينش و باورها وي را تشکيل مي دهد.
مي توان درباره نظام ارزشي شخص پيش بيني بر اساس معيارها و موازين زير داشت: 1. در شخص نياز به اتمام کارها وجود داشته باشد، 2. در جست و جو کسب مقام و موقعيت باشد، 3. براي دست يابي به قدرت و کمالات ديگر همراه با صلاحيت هاي علمي و عملي تلاش کند، 4. تمايل به کمک و مساعدت ديگران داشته باشد، 5. گرايش به جلب محبت ديگران داشته باشد، 6. تمايلات هنجاري و مذهبي و پرسش گري داشته باشد.
ثبات عاطفي ( خلق و خوي)
وقتي مي گوييم که شخص داراي ثبات عاطفي است به معناي آن است که داراي رويه يگانه اي از نظر اخلاق و عاطفه مي باشد و در موقعيت هاي متفاوت افت و خيز زيادي از خود نشان ندهد.
اين وضعيت وقتي با بلوغ عاطفي همراه باشد کمال بيش تري را نشان مي دهد، يعني بلوغ عاطفي وقتي با ثبات عاطفي همراه باشد نشانه هاي زير را داراست: 1. در هنگام ناکامي متانت و آرامش خود را حفظ مي کند، 2. در مشکلات و مصيبت ها هيجانات و عواطف متناسب و معقولي را به کار مي برد و سلامت عقلي خود را از دست نمي دهد، 3. در برخورد با ديگران خود را مديريت و مهار کند و پرخاشگر و جسور نباشد، 4. اشتباهات و معايب زيردستان خود را به آرامي گوشزد کرده و در کارهاي گروهي تحکم غير منطقي نداشته باشد، 5. معمولا تندخو و خيلي عصبي نمي شود و در برابر انتقاد، سازنده برخورد مي کند، 6. هيجانات خود را مديريت کرده اجازه نمي دهد تا هيجانات تندي و عصبي زمينه قضاوت و داوري ديگران را فراهم آورد، 7. به طور کلي هيچ مشکلي باعث نمي شود تا سخنان کنايه دار، طعنه آميز، عجولانه و بي پروا باشد.
منش يا ويژگي هاي خلقي
منظور از منش يا خصوصيات خلقي شخص، آن جنبه از شخصيت وي مي باشد که از نظر اخلاقي يا معنوي در نظر گرفته مي شود. معمولا به صفات نسبتا ثابت و پايدار شخصيت، منش گفته مي شود. از جمله اين منش مي توان به انتقادپذيري، بيآلايشي، خوش گماني، ستايش متناسب رفتار ديگران، داوري و قضاوت مبتني بر عقل، جمع گرايي، واقعيت بيني و حقيقت گرايي اشاره کرد.
نگرش ها
در روان شناسي و علوم تربيتي منظور از نگرش، نوعي آمادگي يا تمايل فرد براي واکنش نشان دادن به طريق خاص است. به عبارت ديگر، يک تمايل تعيين کننده رفتار فرد است به همان اندازه که نظام ارزشها در توصيف و تشريح شخصيت فرد موثر است، نگرش هاي او نيز که متاثر از نظام ارزشي و بينشي است، روشنگر شخصيت وي مي باشد.
از جمله نگرش هاي اصلي را مي توان نگرش مربوط به قبول مسئوليت در مقابل افراد ديگر و نسبت به انجام دادن کارهاي مختلف دانست.
نگرش ها نه تنها نمايشگر وضعيت شخص نسبت به کاري است، بلکه نشان دهنده جنبه هاي ديگر شخصيت وي نيز مي باشد. نگرش هاي عمومي و فراگير عبارت از نگرش شخص نسبت به ديگران و قبول مسئوليت مي باشد.
سازگاري با محيط
منظور از سازگاري با محيط، تطبيق دادن يا وفق دادن شخص نسبت به قوانين و مقررات، شرايط و موقعيت هاي خاص است. کمرويي، ترسويي، حساس بودن، واکنش هاي مثبت در برابر بحرانها و مانند از جمله رفتارهايي است که در هنگام موقعيت هاي خاص خود را نشان مي دهد. اگر کسي بتواند با محيط زندگي خود را چنان وفق دهد که از آن به بهترين وجه بهره گيرد چنين شخصي در مسير کمالي قرار دارد.
مردم آميزي و هوش اجتماعي
توانايي فرد در يادگيري و تطبيق خود با روش هاي گروهي براي کسب فرهنگ خاص را مردم آميزي مي گويند؛ اما توانايي فرد براي سازش با موقعيت هاي اجتماعي مختلف، هم چنين رعايت و انجام آن دسته از امور اجتماعي که مربوط به روابط ميان او ديگران است را هوش اجتماعي تعريف مي کنند. هوش اجتماعي باعث روابط حسنه با ديگران مي شود.
معيارهايي که ميزان مردم آميزي و هوش اجتماعي شخص را نشان مي دهد عبارتند از انعطاف پذيري در رفتار، کارداني و کوشش براي کسب مهارت، شيوه هاي بياني و مکالمات روزانه، فهم اجتماعي و شيوه هاي برخورد با ديگران درموقعيت هاي مختلف.
اعتماد به نفس
ادراکات انسان از خود، تاثير شاياني بر رفتار او دارد. اين که برخي از واقعيتها مستقل از ادراکات وجود دارند؛ چندان اهميتي در رفتارشناسي ندارد، اما چگونگي درک شخص از واقعيت، براي کارشناس تربيتي و روان شناسان اهميت دارد، چون همين ادراکات انساني از يک واقعيت است که شخصيت و رفتار او را شکل مي دهد. اين موضوع منطق خصوصي ايجاد مي کند و باعث متمايز شدن اشخاص مي شود. از اين نظر ممکن است در خود پندره افراد اعمااد به نفس شکل گيرد که تابع منطق خصوصي اوست و يا ممکن است بر عکس باشد فرد را دچار ترديد و تزلزل و دودلي نمايد.
حداقل اعتماد به نفس اين است که فرد ادراک واقع بينانه از توانايي خود داشته باشد و با توجه به اين توانايي ها و تمايلات با اطمينان و قاطع عملي کند. خود را فرومايه و ضعيف نپندارد.
کساني که اعتماد نفس دارند براي خود برنامه داشته و نسبت به برنامه هاي خويش نيز داراي انگيزه مي باشند. نسبت به کاستي ها و نواقص موضوع کار خود نيز ترسي نداشته و با شهامت با مسايل برخورد مي کنند و پس از هر شکستي تصميم جدي و تازه تري براي رسيدن به مطلوب مي گيرند.
در شکست هاي خويش ديگران را مقصر نمي دانند مگر آن که واقعيت مطابق با آن باشد و در رفتارهاي گروهي چنان هستند که عموما مديريت گروه را به دست مي گيرند. از مقايسه با ديگران رنج نمي برند و به جاي آن تلاش مي کند و احساس رقابت در ايشان قوي و در جست و جو راه هايي براي پيشتازي هستند.
تمايلات گروهي
تمايلات گروهي با سازگاري و ثبات عاطفي افراد رابطه مستقيمي دارد اما عنصر اصلي تمايز دهنده تمايلات گروهي و سازگاري يا ثبات عاطفي، گرايش به گروه است؛ بدين معنا که افراد با سازگاري اجتماعي بالا روابط خود با ديگران را اهميت مي دهند، خواه به صورت فردي، خواه رابطه او با گروه ؛ اما اولويت آن ها هميشه روابط فردي در ضمن گروه است.
نشانگاه تمايلات گروهي افراد عبارتند از اين که از تنهايي رنج مي برد و به ورزش و کارهاي گروهي علاقه مند مي باشد و افراد سخاوتمند و بخشنده است و خون گرم و صميمي مي باشد.
بينش و دورنگري
آگاهي از محيط که ما را در برگرفته است، حدس و گمانه زني نسبت به آن چه اتفاق خواهد افتاد تا حدودي تاکيد کننده توانايي هاي ما در رفتار است.
بينش و نيز دور نگري براي شخص اين فرصت را فراهم مي آورد تا در يک مدار درست و صحيح حرکت کرده و به هدفي که انتخاب کرده است دست يابد.
تغييرات سريع و بي مطالعه و انتخاب هاي مکرر در يک موضوع نشان مي دهد که شخص از بينش و دور نگري واقعي برخوردار نمي باشد.
اين ها نمونه هايي از عواملي است که شخصيت آدمي را مي سازد و به آن معنا و مفهوم مي بخشد.