سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغ تی وی
برادرانِ راستین به دست آر و بر شمارشان بیفزای که به هنگام آسایش، ساز و برگ اند و به هنگام سختی، سپر . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :85
بازدید دیروز :690
کل بازدید :781383
تعداد کل یاداشته ها : 1243
95/9/19
5:21 ص
مشخصات مدیروبلاگ
 
خلیل منصوری[166]

خبر مایه
پیوند دوستان
 
جبهه مقاومت وبیداری اسلامی محقق دانشگاه جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی سارا احمدی نگارستان خیال سرباز ولایت هم رنگــــ ِ خـــیـــآل فصل انتظار کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب کالبد شکافی جون مرغ تا ذهن آدمیزاد ! وبلاگ منتظران حمایت مردمی دکتر احمدی نژاد سرزمین رویا پلاک آسمانی،دل نوشته شهدا،اهل بیت ،و ... صراط مستقیم نگاهی نو به مشاوره هزار دستان اهالی بصیرت وبلاگ تخصصی فیزیک پاک دیده آدمک ها آقاشیر ✘ Heart Blaugrana به نام وجود باوجودی ... سرباز حریم ولایت .:: مرکز بهترین ها ::. دهکده کوچک ما بوی سیب BOUYE SIB از قرآن بپرس کنیز مادر هرچه می خواهد دل تنگت بگو •.ღ♥ فرشتــ ـــ ـه تنهــ ــ ــایی ♥ღ.• پیامبر اعظم(ص) عطاری عطار رمز موفقیت تکنولوژی کامپیوتر آبدارچی ستاد پاسخگویی به مسایل دینی وبلاگ شخصی امین نورا چوبک نقد مَلَس پوست کلف دل نوشت 14 معصوم وقایع ESPERANCE55 قدرت شیطان دنیای امروز ما تا ریشه هست، جوانه باید زد... آواز یزدان خلوت تنهایی کتاب شناسی تخصصی اس ام اس عاشقانه طرحی نو برای اتحاد ایرانیان سراسر گیتی دنیای ماشین ها در گوشی با خدا **** نـو ر و ز***** اس ام اس سرکاری و خنده دار و طنز دنیا به روایت یوسف جاده خدا خام بدم ایلیا حرفای خودمونی من بازی بزرگان کویر مسجد و کلیسا - mosque&church بچه دانشجو ! پژواک سکوت گنجهای معنوی دنیای موبایل منطقه‏ ممنوعه طلبه علوم دینی مسافر رویایی انواع بازی و برنامه ی موبایل دانشجو خبر ورزشی جدید گیاهان دارویی

آسمان قیامت خورشیدی ندارد؛ زیرا این نظام دنیوی جمع می شود و نظامی دیگر جایگزین آن می شود(ابراهیم، آیه 48) که در آن نظام خورشیدی نیست. از این رو، هر کسی در قیامت وارد می شود خود را در تاریکی می بیند، مگر آن که نوری با خودش از دنیا برده باشد. این نور بر اساس آیات قرآنی از جمله آیه 28 سوره حدید، از راه عبادتی به دست می آید که تقواساز باشد. در حقیقت کسانی دارای نور خواهند بود و خود و اطراف خویش را روشن می کنند که با عبادت شرعی به تقوای الهی دست یافته باشند.

اما کسانی که در دنیا به عبادت شرعی تقوایی کسب نکرده باشند، فاقد نور در قیامت خواهند بود. این گونه است که برای گدایی به سویی اهل تقوا و متقین می روند و از ایشان می خواهند تا نوری از خویش به ایشان دهند. خداوند درباره گروه منافقان که در میان مومنان و متقیان زیسته، ولی به سبب نفاق نوری برای خود فراهم نیاورده اند می فرماید: یَوْمَ یَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِینَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِکُمْ قِیلَ ارْجِعُوا وَرَاءَکُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَیْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِیهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذَابُ ؛ آن روز مردان و زنان منافق به کسانى که ایمان آورده‏ اند مى‏ گویند ما را مهلت دهید تا از نورتان [اندکى] برگیریم گفته مى ‏شود بازپس برگردید و نورى درخواست کنید آنگاه میان آنها دیوارى زده مى ‏شود که آن را دروازه‏ اى است باطنش رحمت است و ظاهرش روى به عذاب دارد. ( حدید، آیه 13)

پس برای آن که در قیامت در ظلمات و تاریکی گرفتار نشویم، نوری از تقوای عبادی در این جا فراهم آوریم؛ چرا که اگر کسب نور نکنیم، پس از جمع شدن این نظام آفرینش دنیوی و تبدیل آن به نظام اخروی، خورشید بیرونی نیست تا از نور آن بهره گیریم، بلکه هر کسی چیزی را دارد که خود دارد؛ زیرا خود قیامت و همه سازه های آن، ساخته خود بشر در دنیا است.


  
  

تقوای الهی آثار چندی دارد که از جمله آن ها می توان به نوری اشاره کرد که بدان انسان راه خویش را می یابد و می پیماید. خداوند می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَیَجْعَلْ لَکُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید از خدا پروا دارید و به پیامبر او بگروید تا از رحمت‏ خویش شما را دو بهره عطا کند و براى شما نورى قرار دهد که به [برکت] آن راه سپرید و بر شما ببخشاید و خدا آمرزنده مهربان است (حدید، آیه 28)

در این آیه خداوند بیان می کند که تقوای الهی مومنان موجب می شود تا آنان از دو رحمت الهی و نیز نور و آمرزش خاص الهی برخوردار شوند.

این نوری که انسان با تقوای الهی به دست می آورد، نه تنها چراغ راه است، بلکه خود همانند وسایل نقلیه عمل می کند و انسان را در مسیر تعالی و معنویت حرکت می دهد. در حقیقت این نور خود ابزار و وسیله نقیله است همانند براقی که پیامبر(ص) بدان نشست و به آسمان قرب الهی و معنویت رفت و اسراء و معراج داشت. کسی که به این نور دست یابد، می تواند در سیر و سلوک معنوی با این نور طی طریق نماید. پس این نور خاص افزون بر این که حقایق را روشن می کند، هم چنین خود ابزاری برای حرکت و مشی و رفتن آدمی است.

خداوند در آیه 21 سوره بقره، راه دست یابی به تقوای الهی را اعمال عبادی دانسته و می فرماید: یَا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ وَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ؛ اى مردم پروردگارتان را که شما و کسانى را که پیش از شما بوده‏ اند آفریده است پرستش کنید باشد که به تقوا گرایید.

عبادت همان انجام اعمالی است که در قالب شریعت بیان شده است. انجام واجبات و مستحبات و ترک محرمات و مکروهات و حتی گاه مباحات مانند خوردن و خوابیدن و گفتن.  


  
  

خداوند انسان را زیباپسند آفریده است. این زیباپسندی موجب می شود تا انسان به امور زیبا گرایش یابد و دنبال زینت و آرایه هایی برود که موجب تقویت زیبایی در خود یا پیرامونش می شود؛ اما شیطان از این حس زیباپسندی انسان استفاده بد می کند.

به سخن دیگر، از منظر روان شناسی و روان کاوی، انسان موجودی زیباپسند بوده و به زیبایی گرایش دارد؛ ولی همین خود بستری برای سوء استفاده دیگران به ویژه دشمن سوگند خورده انسان یعنی ابلیس و شیاطین می شود.

از آن جا که انسان در مقام مصداقی ممکن است به خطا و اشتباه برود و چیزی را زیبا بداند که در باطن زیبا نیست، شیطان از همین امر استفاده بد می کند و اموری را به عنوان امور زیبا به انسان نشان می دهد تا انسان بدان گرایش یابد و از همین جا به انسان ضربه وارد می کند.

در ادبیات قرآنی از واژه «تسویل» برای بیان این زیباانگاری دروغین از سوی شیطان به انسان استفاده شده است. خداوند می فرماید: الشَّیْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ؛ شیطان برای آنان تسویل کرده است. تسویل یعنی تزیین امری زشت و آراستن باطل.(محمد آیه 25)

البته شیطان برای رسیدن به مقصود پلید خویش از نیروهای داخلی و ستون پنجم کمک می گیرد؛ زیرا نفس انسانی دارای قوه غضب و قوه شهوت است که این دو اگر تحت مهار و مدیریت عقل نباشند، گرایش به افراط پیدا می کنند. همین نیروی درونی است که به تسویل گری گرایش می یابد و نفس انسانی را به «نفس مسوله » تبدیل می کند. خداوند درباره این تسویل گری نفس انسانی می فرماید: سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ؛ نفس های شما آن را برای شما تزیین داده و آراسته است.(یوسف، آیات 18 و 83) و سامری نیز اقرار می کند که تحت تاثیر هواهای نفسانی و تسویل آن اقدام به ساخت گوساله و معرفی آن به عنوان خدا و معبود گرفته است:سَوَّلَتْ لِی نَفْسِی؛ نفسم آن را برایم تزیین کرد و آراست.

از آن جایی که شیطان در روانکاوی نفس انسانی خبره و کارشناس است می داند چگونه از حس زیباپسندی و زیباگرایی انسان سوء استفاده کند و انسان را گرفتار نماید و اموری زشت و باطل را خوب و حق نشان دهد و بیاراید و این گونه او را گرفتار نماید تا جایی که نفس مسوله به نفس اماره بالسوء و فرمان دهنده به بدی ها تبدیل شود.(یوسف، آیه 53)

شیطان تسویل گر با همکاری نفس مسوله در گام نخست زینت های دنیا را به عنوان زینت انسان معرفی می کند. به سخن دیگر، شیطان آن چیزی که زینت زمین است: إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَی الأرْضِ زِینَةً لَّهَا، به راستی که ما هر آن چه بر زمین است زینت و آرایه زمین قرار داده ایم(کهف، آیه 7) را به عنوان زینت انسان معرفی کرده و انسان را به کسب و به دست آوردن آن تشویق و ترغیب می کند. پس انسان به دنبال مالکیت زر و سیم و دیگر زینت های زمین می رود و تمام سرمایه پر ارزش خویش یعنی عمر غیر قابل تکرار را به پای آن می ریزد و به کسب مال و ثروت رو می آورد و در نهایت وقتی متوجه می شود که دیگر دیر و گرفتار خسران مبین شده است. در حالی که باید انسان به دنبال زینت واقعی برود که همان ایمان است. خداوند می فرماید: حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمَانَ وَ زَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ؛ خداوند ایمان را محبوب شما کرد و در قلوب شما آراست.(حجرات، آیه 7)


  
  

واژه شاخص را شاید در باره تعیین وقت شنیده یا حتی در عمل به کار برده باشید. چوبی را برداشته و در جایی قرار داده باشید تا وضعیت سایه و ظل نور خورشید را به دست آورید. این گونه ساعت را تعیین کرده و یا در برخی از زمان ها قبله را تعیین کرده اید.

بر اساس آموزه های قرآنی شاخص یک جامعه اسلامی که مهم و نیز تعیین کننده است پیامبر است. در مراحل دیگر شاخص جامعه اسلامی امامان معصوم و عالمان عامل هستند.

اما در رسانه ملی به تبعیت از گفتمان ساختگی جهانی و فرهنگ مادی دنیوی غربی شاخص به جای «لکم فی رسول الله اسوه حسنه» تغییر می کند.

در برنامه «حالا خورشید» شبکه سه که مدتی ناخواسته شنونده این رسانه ملی دیداری هستم بخشی به فضای مجازی و نوشته های افراد به اصطلاح شاخص اختصاص یافته است اما این شاخص جز شماری هنرپیشه نیستند. البته این به معنای نادیده گرفتن این قشر تاثیرگذار و گرامی نیست بلکه سخن این است که شاخص و معیار جامعه باید چه کسانی باشند تا جامعه به سمت مجموعه کمالاتی برود که موجب پیشرفت در همه عرصه‌ها است. آیا تنها هنرپیشه‌ها شاخص و معیار جامعه هستند که تمام محور در برنامه قرار می گیرند. برخی از هنرپیشه‌ها بی گمان جزو چهره های سرشناس هستند نه شاخص که ملاک و معیار زندکی باشند. این شیوه رسانه ملی به عنوان دانشگاه آیا موجب تغییر نادرست رفتار در جامعه به ویژه جوانان نمی شود؟ آیا آنان شاخص خوبی برای همه و در همه حوزه‌ها هستند؟

به نظر می رسد باید در انتخاب اصطلاح و کاربرد آن دقت بیشتری کنیم و مردم را به سوی الگو و شاخص و سرمشق های جامع تری سوق دهیم.


  
  

از نظر قرآن کریم، عقل نظری برای انسان تنها قطع و یقین به ارمغان می‌آورد، ولی این علم ذهنی که عقد ذهنی است، هرگز به معنای عقیده قلبی نیست.

پس هرگز دانایی به معنای دارایی و ایمان نیست. از این رو با این که فرعون دارای بصیرت و دانایی نسبت به خدا و رسالت بود، اهل ایمان نبود و خداوند در آیه 14 سوره نمل می فرماید برخی یقین دارند، ولی ایمان ندارند و به انکار دانش قطعی خود می پردازند.

از نظر قرآن کریم ایمان بازتاب عقل نظر و عقل عمل است. دانایی با عقل عملی یعنی عزم ارادی از عقد به عقیده تبدیل می‌شود و این عقیده است که آدمی را نجات می‌دهد. از این رو انسان با عقل عملی می تواند خود را نجات دهد؛ زیرا کسی که تنها عقل نظر داشته باشد، همانند کسی است که عقرب و نیش زهرآگین آن را می بیند، ولی ناتوان از عمل دستی چون کشتن عقرب یا عمل پایی چون فرار است‌؛ اما وقتی شخص عقل عملی نیز داشته باشد، می تواند عملی نیز داشته باشد و خودش را نجات دهد.

همین عقل عمل است که در روایت این گونه تعریف شده است: ما عبد به الرحمن و اکتسب الجنان؛ بدان خدای رحمان عبادت می‌شود و بهشت بدان به دست می‌آید.


  
  

از نظر قرآن ستمگران در دنیا و آخرت مجازات می شوند. این سنت الهی است و تبدیل و تحویلی در سنت الهی نیست.(روم، آیه 30)

ستمگران گمان می کنند که می توانند از مجازات بگریزند؛ ولی بدانند که این گونه نیست و راه فراری از حکومت الهی و مجازاتش نیست. پس ستمگران و ظالمان باید در انتظار پاسخ گویی به اعمال ستمگرانه خود باشند و گریزگاهی برای آنان نیست. این پاسخ گویی در دنیا و آخرت است. این گونه نیست که خداوند همه مجازات را برای آخرت قرار دهد، بلکه ظالم و ستمگر در همین دنیا نیز بخشی از مجازات را باید تحمل کند. خداوند می فرماید: لَا تَرْکُضُوا وَارْجِعُوا إِلَى مَا أُتْرِفْتُمْ فِیهِ وَمَسَاکِنِکُمْ لَعَلَّکُمْ تُسْأَلُونَ قَالُوا یَا وَیْلَنَا إِنَّا کُنَّا ظَالِمِینَ فَمَا زَالَتْ تِلْکَ دَعْوَاهُمْ حَتَّى جَعَلْنَاهُمْ حَصِیدًا خَامِدِینَ؛ هان مگریزید و به سوى آنچه در آن متنعم بودید و به سوى سراهایتان بازگردید، باشد که شما مورد پرسش قرار گیرید. گفتند اى واى بر ما که ما واقعا ستمگر بودیم. سخنشان پیوسته همین بود تا آنان را دروشده بى‏جان گردانیدیم.(انبیاء، آیات 13 تا 15)

علت این امر را خداوند در آیات  16 و 17 سوره انبیاء یعنی در ادامه همین آیات این گونه تبیین کرده است: وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا لَاعِبِینَ. لَوْ أَرَدْنَا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْوًا لَاتَّخَذْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ کُنَّا فَاعِلِینَ؛ آسمان و زمین و آنچه را که میان آن دو است به بازیچه نیافریدیم؛ اگر مى‏ خواستیم بازیچه‏ اى بگیریم قطعا آن را از پیش خود اختیار می کردیم.

پس به سبب آن که همه چیز در هستی دارای حکمت و فلسفه ای است، نمی تواند ظالم بدون مجازات باقی بماند بلکه باید هر کسی پاسخگویی اعمال و رفتارش باشد؛ چرا که دنیا بازیچه نیست تا هر کسی هر کاری بکند.

این سنت در طول تاریخ برای همگان از شیطان و فرعون و هامان و قارون بود و برای آیندگان نیز خواهد بود. اگر دیروز رضاشاه و محمد رضا شاه به سبب اتراف و ظالم خودشان ناچار به فرار از کشور شدند و مردم برایشان شعر سرودند و به مسخره و سخریه گرفتند؛ فردا نیز برای دیگران ظالمان به سنت الهی تکرار خواهد شد. در هنگام فرار رضا شاه این اشعار ورد زبان مردم بود:

تو گفتی من لباس آلمان دارم

کارخانجات مال ایران دارم

بِکش! از این رنج خودت افتضاح

عجب فراری تو شدی داش رضا.


95/9/14::: 12:47 ع
نظر()
  
  

یکی از مهم ترین اصول اسلامی ممنوعیت اباحه گری است. از نظر اسلام ، انسان در برابر خدا و خلق و خود مسئول است. بنابراین، هر کاری باید در چارچوب حکمت و فلسفه وجودی و هدف خلقت باشد.
قرآن حتی، پیامبرش را مسئول و مامور می داند و اجازه نمی دهد تا خلاف دستور عمل کند؛ زیرا خلاف دستور به معنای آزادی ضد بندگی است و مجازات و کیفر دارد. خداوند به پیامبر(ص) می فرماید:لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ؛ اگر شرک ورزی همه اعمال تباه و نابود می شود.(زمر، آیه 65) و در جایی دیگر می فرماید که تحریف گری مطالب قرآن مساوی با خشم الهی است: لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیَمِینِ.(حاقه، آیه 45)
پس انسان هر کاری را انجام می دهد و هر کلامی بر زبان می راند باید پاسخ گو باشد. باید سنجش کند آیا بر اساس موازین و معیارها و ملاک های الهی است یا نه؟(ق، آیه 18)
البته برخی گمان کرده اند که پیامبر(ص) این گونه نیست و مختار است؛ زیرا خداوند فرموده است: إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً  لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنْبِکَ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ یُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَ یَهْدِیَکَ صِرَاطاً مُسْتَقِیماً ؛ ما برای تو فتح مبین را رقم زدیم تا خداوند آن چه از ذنب پیشین و پسین بر توست ببخشد...(فتح، آیات 1 و 2)
باید توجه داشت که این ذنب یعنی پیامد عمل و از آن جایی که مرتبط با فتح مکه است باید در ارتباط با جنگ ها و کشتن دشمنان مکی باشد یا گناهی است که مردم مکه گمان می کنند پیامبر(ص) با قتل مشرکان انجام داده است. به هر حال، خداوند کاری می کند تا تبعات و آثار آن نمود نکند و کسی پیامبر(ص) را به سبب قتل مشرکان مواخذه نکند؛ همان طوری که حضرت موسی(ع) می ترسید از سوی فرعونیان به سبب قتل قبطی مواخذه شود.(شعراء، آیه 14)
اگر مراد ذنب و گناه در برابر خداوند باشد، معنا ندارد که پیامبر(ص) به گناه آینده اش بخشیده شود؛ زیرا این به معنای اباحه گری است که ضد مسئولیت وتکلیف است. از سوی دیگر پیامبر(ص) معصوم است.
به هر حال، اباحه گری از نظر اسلام مردود  و ممنوع است و حتی پیامبرش نیز مسئول و مکلف است.


95/9/5::: 9:12 ص
نظر()
  
  

اختلاس دولتمردان نه تنها زمینه مشروعیت زدایی از نظام اسلامی را فراهم می آورد؛ زیرا اختلاس های کلان و بی پایان، نشان از سامان یافتگی آن در نظام جمهوری اسلامی دارد و نیز نشان دهنده ناکارآمدی قوانین قانونگذار و ناتوانی قانونگزار در بخش اجرا را می رساند، هم چنین موجب ناکارآمدی و در نهایت مقبولیت زدایی از نظام جمهوری اسلامی می شود.

از این مهم تر، اختلاس و رفتارهایی از این دست در نظام جمهوری اسلامی ، ضربه اساسی تر نیز به نظام وارد می کند که آن تغییر هنجارها و ارزش ها در میان توده های مردم مسلمان و غیر مسلمان خواهد بود. وقتی در یک نظامی علم و عالم ارزشمند می شود، مردم به طور طبیعی ، به علم و عالم گرایش می یابند و هر کسی می خواهد عالم شده و از مواهب ارزشی و اجتماعی و اقتصادی علم بهره مند شود. در اروپای قرن هیجدهم به ویژه انگلستان، هنرمندان به عنوان دلقک مطرح بودند ولی با ارزش یافتن ایشان تا جایی که لقب سر می گرفتند، جامعه گرایشی شگفت به این قشر اجتماعی پیدا کردند و محبوبیت و ارزش یابی آنان موجب گرایش طیف گسترده ای از مردم برای همانند شدن یا همانند سازی با ایشان شد. دیگر هنرمند و هنرمندی یک ضد ارزش اجتماعی نبود بلکه افزون بر ارزش اجتماعی تبعات اقتصادی و سیاسی نیز داشته است.

در نظام اسلامی، تصرف در بیت المال به سبب آن که تصرف در حق الناس دانسته می شود بسیار ضد ارزشی است؛ زیرا افزون بر گناه ، جرم نیز شمرده می شود. هر چند معاویه خواست تا بیت المال را بیت الله کند، ولی اضافه مال به المسلمین بیانگر آن بود که این مال مردم است نه مال الله تا بگویند: «مال خداست و هیچ ربطی به مردم ندارد. اگر مجازات است در حق الناس است نه حق الله و خداوند از حق خودش می گذرد نه از حق مردم.»

اینک که معلوم شد بیت المال در حقیقت بیت مال المسلمین است، دیگر نمی توان از مجازات دنیوی متصرفان در بیت المال گذشت و باید دست ایشان به عنوان دزد در مرتبه اول قطع و در مراتب بعد با تشدید مجازات تا قتل و حکم اعدام ترس به جان دزدان از بیت المال انداخت و به ایشان رحم نکرد.

اما در نظام جمهوری اسلامی با رافت اسلامی و با تغییر عناوین این اختلاس ها به معوقات ، اجازه تصرف به دزدان از بیت المال داده می شود. نتیجه خطرناک این رفتار در برابر دزدان و اختلاس کنندگان، تغییر رفتار در جامعه است؛ زیرا در روایت است: «الناس علی دین ملوکهم؛ مردم بر دین و آیین رهبران و شاهان خود هستند.» پس وقتی رهبران، یک امر ضد ارزشی را نادیده می گیرند و با وهن و سستی خود و تسامح و تساهل ناروا آن را تقویت می کنند، جامعه آن را آیین و سبک زندگی خود قرار می دهد. این گونه است که رانندگان تاکسی به عنوان مثال به گونه ای دیگر اختلاس می کنند و مثلا در روز بارانی قیمت ها را دوبرابر می کنند و یا در تابستان گرم برای روشن نگه داشتن وسایل سرمایشی و کولر پول اضافی درخواست می کنند. هر کسی در جایی که هست و قدرتی که دارد به اختلاس رو می آورد و از حق الناس می دزد و حقوق مردم را نادیده می گیرد؛ زیرا این تغییر رفتار و تبدیل ضد ارزش به یک ارزش در فرآیندی از دولتمردان به توده های مردم سرایت کرده است. هر چه بگندد نمکش می زنند، وای به روزی که بگندد نمک.


95/9/3::: 9:52 ص
نظر()
  
  

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، مشروعیت و مقبولیت نظام اسلامی، رفتار بر اساس فلسفه وجودی آن است؛ بنابراین هر گاه بر خلاف فلسفه وجودی، رفتاری داشته باشد از مشروعیت و مقبولیت سیاسی و اسلامی می افتد. خداوند در آیه 25 سوره حدید، ضمن تبیین فلسفه وجودی نظام سیاسی و اجتماعی در اسلام، به اصل قیام قسطی اشاره می کند. بر اساس این آیه، رسالت همه پیامبران ایجاد نظامی بر پایه فلسفه اسلام در چارچوب قوانین و احکام مکتوب الهی است. رسالت پیامبران به یک اصل عمومی توجه می دهد که همان اصل گرفتن سهمیه و قسط هر کسی بی توجه به نژاد و رنگ و جنس و مذهب است؛ زیرا هر کسی سهمی از دنیا دارد که باید از آن بهره مند شود. بنابراین، اگر در جایی سهمی پرداخت نشده باید گفت ظالم و مستکبری سد راه آن شده است. در این جاست که توده های مردم باید قیام کنند و سهم خواهی و مطالبه گری داشته باشند.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، عناوینی چون امیرالمومنین، خلیفه الله، خلیفه المسلمین، خادم الحرمین الشریفین، دولت اسلامی و مانند آن ها، به معنای حقانیت نیست، بلکه حقانیت در عملکرد آنان نمودار می شود؛ پس اگر کسی دارای این عناوین باشد ولی عملکرد وی خلاف آن، باید علیه آن قیام کرد؛ چنان که سنت و سیره امام حسین(ع) قیام علیه این عناوین و صاحبان زر و زور و تزویری بود که با این عناوین توده های مردم را فریب می دادند.

از نظر قرآن، اصل قیام توده های در چارچوب واجب و فریضه اسلامی «امر به معروف و نهی از منکر» انجام می گیرد. بنابراین، اگر هر کسی با  عناوین زیبایی و جذابی چون امیرالمومنین و خلیفه الله بخواهد بر خلاف معروف انسانی - اسلامی عمل کند و به منکر بپردازد، از مشروعیت و مقبولیت خارج می شود و بر مردم است تا علیه او قیام کنند و او را از قدرت ساقط نمایند و از اریکه حکومت پایین کشند و به زباله دان تاریخ بفرستند.

از نظر قرآن، چنین افرادی از انسانیت خودشان مسخ شده اند و باید به عنوان «کالانعام بل هم اضل» از قدرت و حاکمیت کنار گذاشته شوند؛ زیرا آنانی که می خورند خوکان هستند و آنانی که سکوت می کنند و با سکوت خویش حمایت می کنند، بوزینگان. پس جرم و گناه ساکتان و بی طرفان کم تر از خوکان نیست که از بیت المال می چرند و در کثافت وجودی خودشان می لولند.(اعراف، آیات 165 تا 167 و 179 ؛ مائده، آیه 60)

کسانی که با انحصارطلبی و استیثار به جای ایثار، بیت المال مسلمانان را در قالب «اختلاس» می خورند خوکان و مردمی که سکوت یا دفاع می کنند، بوزینگان و میمون هایی هستند که خلاف آنان را تایید می کنند. هر دو به سبب گرایش جناحی و حزبی مسخ شده و به نسبت به اعمال خود فرحناک و سرمست و سرخوش هستند.(مومنون، آیه 53)

دولت اسلامی زمانی مشروعیت و مقبولیت دارد که قسط و سهم مردم را از بیت المال بدهد، و دولت «مسکن ساز » باشد نه آن که با اجازه اختلاس در بیت المال در قالب معوقات، «دولت مسکین ساز» باشد و مردم را به فقر و فلاکت بکشاند و برای خود و دوستانش از بیت المال کیسه بدوزد. بر اساس فرمان امام خمینی(ره) در وصیت نامه اش، مردم باید علیه چنین رفتاری سکوت نکنند و اگر دیدند به سمت دیوان سالاری نظام آمریکایی و استکباری می روند و حقوق مردم را از سهم ایشان نمی پردازند باید مردم به واجب دینی و فریضه اسلامی امر به معروف و نهی از منکر قیام کنند و آنان را از اریکه قدرت و ثروت چپاول شده به زیر کشند و چون امام حسین(ع) مشروعیت آنان را زیر سوال برند؛ یعنی همان طوری که امام حسین(ع) علیه عناوینی چون خلیفه المسلمین، امیرالمومنین یزید و مانند آن ها قیام کرد و براساس عنوان فریبا و زیبا به داوری و قضاوت ننشست بلکه بر اساس عملکرد دولت مردان و حکومت به قضاوت نشست و آنان را فاقد مشروعیت سیاسی اسلامی دانست؛ زیرا که این عناوین بی مسما بوده و یزید و یزیدیان بیت المال را بیت الحال کرده و از اسلام چیزی جز پوست نمانده بود و آن عناوین مانع از قیام نمی شود و از همین رو قیام کرد و آن همه مصیبت را تحمل کرد تا این پیام قرآن در طول و عرض تاریخ زنده بماند و کسی فریب ظاهر و عنوان را نخورد و برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کند. به راستی اگر امام حسین(ع) این کار را نمی کرد؛‌ چه کسی می توانست علیه عناوینی چون دولت اسلامی و نظام اسلامی و امیرمومنان و خلیفه الله قیام کند و حق خواهی و سهم طلبی کند و بخواهد امت را به راه آورد و در مسیر درست قرار دهد؟ بی گمان هیچ کسی چنین ظرفیتی را نداشت و برای چنین عملی بزرگ نمی توانست وارد صحنه سیاستی شود که مردم را به جرم تکفیر می کشتند و به ارتداد به دار مجازات می آویختند. این حسین (ع) است که بستر تاریخی برای قیام علیه حتی عناوینی چون خلیفه الله فراهم آورده است.

بنابراین، اگر از دولت اسلامی جز اختلاس و دزدی، همکاری با مستکبران و ظالمان، اصلاحات منافقانه(بقره، آیات 7 تا 12) چیزی نمانده باشد، فریضه آن است که علیه آنان قیام کرد و این قیام می تواند در قالب و اشکالی چون انتخابات، و رای دادن و ندادن، پشت کردن به جایگاه سخنران در اجتماعات رسمی، مبارزه منفی، مبارزه در فضای مجازی یا اشکال دیگر که بیانگر اعتراض و مخالفت است. بر اساس آیه 25 سوره حدید حتی می تواند قیام توده ای برای مطالبه گری از قسط و سهم خویش از قدرت و ثروت  صورت گیرد؛ زیرا نباید فریب فتنه ای خورد که در آن باطل لباس حق پوشیده باشد و با عناوین زیبایی چون صلح خواهی و حقوق بشر و روحانیت و اسلام و خدا مردم فریبی می کند.


95/8/24::: 8:44 ص
نظر()
  
  

اربعین برای شیعیان اهل بیت(ع) یک عدد نیست، یک دنیا مفهوم و معناست. اربعین برای اهل بیت(ع) تصویری زیبا و جمیل از همه محبت خدا در جام بلا است.

اربعین یعنی؟ اربعین، یک چله از چه ها! یک چله از چهچه ها فروخورده! یکی از بی نهایت درد! یعنی یک اربعین عاشقی! یک اربعین سوز! یک اربعین بلا و ابتلاء ! یک اربعین درد بی نوا! یک اربعین غربت قرباء! یک اربعین شلاق و تازیانه! یک اربعین ناله و فریاد! یک اربعین سوار بر شترعریان و کجاوه های خونین! یک اربعین از بی نهایت شیون های شیوای شبانه! و تازیانه های زمانه! بودن در غل و زنجیر! رفتن در شام غربت شیر! باران اشک و آه! سرشک های روان در سر چاه! شاهدان شهید سواره بر نیزه! سران بر سردار! میوه های چیده در قنداق! بوته های شکسته از طاق! توفان نیامده بلا! سازه های نقاره و کرنا! مستی یزیدیان و سرهای بریده در تشت طلا! بوسه های زشت خیزران بر لبان پیامبر! خنده های مستانه دیوان! تن پوش های پاره و عریان! ناله های درد مادران! ضجه های خسته کودکان!

اربعین یعنی یک سفر در طول و عرض تاریخ! اربعین یعنی یک پیاده روی در خارستان سقیفه! اربعین یعنی یک فریاد شکسته در میان در و دیوار! اربعین یعنی یک فریاد شکسته قلب پاره پاره! یک ندای بلند از برکه غدیر! اربعین یعنی یک چله  قیام علیه تدبیر! اربعین یعنی یک قیام برای تقدیر! 


95/8/23::: 5:26 ع
نظر()
  
  
   1   2   3   4      >