عاشورا در همه ملت های جهان به اشکال گوناگون حضور دارد. شاید شگفت انگیز باشد که در کشوری چون ترینیداد و توباگو در آمریکای لاتین، عاشورا به عنوان روز ملی همراه با کارنوالی باشد که همه اقوام و ادیان و مذاهب در آن حضور می یابند؛ چرا که در این روز شیعیان با اصل هندی در هنگام برگزاری مراسم عاشورایی با ارتش استعمارگر انگلیس رو به رو شدند و قیام بزرگی را علیه آنان برانگیختند و آغازگر قیام ملی علیه استعمارگران و در نهایت استقلال این کشور شدند. اکنون هر چند که روز ملی حوسا به معنای روز امام حسین(ع) کم تر ارتباطی دارد، ولی هنوز نمادهایی از قیام عاشورایی شیعیان را می توان در این مراسم یافت.
در هندوستان، هر روز می توان جشن و شادی را یافت؛ زیرا هر روز آن به نام یکی از الهه ها و خدایان است و مراسم شادی و جشن برای آن برگزار می شود. از این رو می توان که در طول سال آنان سرگرم شادی و جشن هستند ولی در همین هندوستان یک روز نه تنها روز عزای عمومی و تعطیل رسمی است بلکه همگان به احترام سرور و سالار شهیدان به ماتم می گیرند و می گریند و نشانه ها و علم های سیاه بر افراشته می شود و همگان از هندو و بودایی و سیک و مسلمان از سنی و شیعی در این مراسم شرکت می کنند.
اما در سریلانکا داستان به گونه ای دیگر رقم خورده است. در این کشور که اکثریت آن بودایی و کم تر هندو هستند، شماری 7 تا 10 درصدی مسلمان شافعی زندگی می کنند که در سال های پس از انقلاب اسلامی شماری شیعیان مستبصر نیز یافت می شود.
شگفت این که همین مردم مسلمان شافعی مذهب در طول سالیانی که بر ایشان از اسلامشان می گذرد برای امام جعفر صادق(ع) یک هفته مراسم مولودی و جشن برگزار می کنند و برای تکریم و تجلیل او سخنرانی و برنامه های متنوع دارند.
اما داستان عاشورا در این جا هم به گونه ای دیگر رقم خورده است. فردی به نام عبدالستار که گویا شهردار شهری به نام گورا گوتا ( کرونا گله) است داستانی شگفت را نقل می کند. وی می گوید: از حدود هفتصد سال پیش در این شهر مراسمی خاص برگزار می شود که ارتباط تنگاتنگی با تشیع و عاشورا دارد. در آن زمان حاکمی مسلمان به نام گالی بندره در این شهر حکومت می کرد که مادرش ایرانی و مسلمان بوده است. ایشان تنها فرزند حاکم قبلی این منطقه بود و حاکم از تمام زنان دیگرش هیچ فرزندی نداشت.
مادر مسلمان گالی بندره، فرزند خویش را بر پایه آموزه های اسلامی و فرهنگ و آداب آن تربیت و پرورش می دهد. اما زنان دیگر حاکم که فرزندی نداشتند، نسبت به این زن ایرانی مسلمان حسادت می ورزند و بر اساس یک توطئه و طراحی او را از بالای کوهی به دره پرت می کنند و به شهادت می رسانند.
گفته شده که پس از شهادت این زن به دست دشمنان حسودش، زن هر شب به خواب حاکم و مردم می آید و محل کشته شدن خود را نشان می دهد و همان محل قتل وی، تبدیل به مزار و مسجد می شود و مردم برای راز و نیازها و حوائج خود به آن جا می آیند. پس از آن هر سال ایام محرم، برای او مراسمی را برگزار می کنند و بر مزار آن شهیده گرد می آیند و عزاداری می کنند. در روز دهم از محرم که همان روز عاشوراست، مردم اطعام می کنند و آتش بزرگی را به یاد آتش گرفتن خیام حضرت اباعبدالله الحسین(ع) بر پا می کنند. این آتش از شب عاشورا تا شب یازدهم محرم روشن می بود و هر کسی به سهم خود هیزمی می آورد تا آتش تمام این دو شب برافروخته بماند و خاموش نشود. در روز عاشورا هم عده ای خود را مجروح و خونین می کردند تا به یاد روز عاشورای خونین امام حسین(ع) باشند.
البته عبدالستار می گوید که این مراسم در سالهای اخیر مانند سالیان قدیم ادامه نیافت و حتی رو به فراموشی رفت ولی او در صدد احیای آن است.
علی علیزاده نماینده سابق جامعه المصطفی العالمیه در سریلانکا می افزاید: این مراسم هم اکنون در این کشور برگزار می شود و با آن که دشمنان و مخالفان تلاش بسیاری داشتند تا این مراسم را از میان بردارند، ولی تا کنون نتوانستند و مردم از همه مذاهب و ادیان از جمله بودایی ها و هندوها در این مراسم شرکت می کنند.مردم سریلانکا این روز را کربلاده یعنی روز کربلا می نامند.
گفتنی است که عبدالستار در سالیان اخیر عضو شورای ایالتی و مشاور عالی رییس جمهوری سریلانکا بوده است.