سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
[ و چون گفته خوارج را شنید که حکومت جز از آن خدا نیست ، فرمود : ] سخن حقّى است که بدان باطلى را خواهند . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :310
بازدید دیروز :506
کل بازدید :1322583
تعداد کل یاداشته ها : 1700
98/11/5
2:58 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
خلیل منصوری[175]
http://www.samamos.com/?page_id=2

خبر مایه
پیوند دوستان
 
رایحه ی انتظار اقلیم شناسی دربرنامه ریزی محیطی .:: مرکز بهترین ها ::. سرباز ولایت نگارستان خیال فصل انتظار جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی نگاهی نو به مشاوره هزار دستان پلاک آسمانی،دل نوشته شهدا،اهل بیت ،و ... حمایت مردمی دکتر احمدی نژاد آقاشیر کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب صراط مستقیم هم رنگــــ ِ خـــیـــآل جبهه مقاومت وبیداری اسلامی کالبد شکافی جون مرغ تا ذهن آدمیزاد ! تکنولوژی کامپیوتر وبلاگ منتظران سارا احمدی بوی سیب BOUYE SIB رمز موفقیت محقق دانشگاه سرزمین رویا اهالی بصیرت وبلاگ تخصصی فیزیک پاک دیده آدمک ها ✘ Heart Blaugrana به نام وجود باوجودی ... سرباز حریم ولایت دهکده کوچک ما از قرآن بپرس کنیز مادر هرچه می خواهد دل تنگت بگو •.ღ♥ فرشتــ ـــ ـه تنهــ ــ ــایی ♥ღ.• پیامبر اعظم(ص) عطاری عطار آبدارچی ستاد پاسخگویی به مسایل دینی وبلاگ شخصی امین نورا چوبک نقد مَلَس پوست کلف دل نوشت 14 معصوم وقایع ESPERANCE55 قدرت شیطان دنیای امروز ما تا ریشه هست، جوانه باید زد... آواز یزدان خلوت تنهایی کتاب شناسی تخصصی اس ام اس عاشقانه طرحی نو برای اتحاد ایرانیان سراسر گیتی دنیای ماشین ها در گوشی با خدا **** نـو ر و ز***** اس ام اس سرکاری و خنده دار و طنز دنیا به روایت یوسف جاده خدا خام بدم ایلیا حرفای خودمونی من بازی بزرگان کویر مسجد و کلیسا - mosque&church بچه دانشجو ! پژواک سکوت گنجهای معنوی دنیای موبایل منطقه‏ ممنوعه طلبه علوم دینی مسافر رویایی انواع بازی و برنامه ی موبایل دانشجو خبر ورزشی جدید گیاهان دارویی بانوی بهشتی دو عالم

 

زیبایی مهتاب از آن روست که در آسمان تیره شب می درخشد. بی گمان چهره سپید در میان چادر این گونه است. شاید اگر خواهر چهره اش روشن و سپید است می بایست خود را پوشیده تر دارد به ویژه آن که در روی در ورودی مقابل کسانی بایستد که وارد نمایشگاه می شوند و می خواهد به بی حجاب ها تذکر دهد. به نظر می رسد که رعایت حجاب برای آن است که کسی به گناه نیافتد ولی این عمل خلاف مطلوب و مقصود بود.

چون بخش حجاب و مساله اش مربوط به عفت و امنیت عمومی جامعه است همه این اندازه سر بسته نوشتم . به هر حال عفت در کلام لازمه این بخش و این گونه مسایل است.

پارسی زدگی

این پارسی زدگی زمانی برای مبارزه با عرب زدگی عصر اموی بود. این گونه شد که نهضت های مختلفی پدید آمد. اما در این سال های اخیر این نهضت پارسی زدگی خود مصیبتی شده است. همه چیز را می خواهند پارسی باشد و آن هم از نوع اصیلش حتی اگر کسی نفهمد. بی چاره مردمی که می خواهند ترجمه قرآن تهیه کنند گاه با واژه های رو به رو می شوند که نیازمند فرهنگ دهخداست . این واژه سازی هم هنری است. یکی از دوستان آذری می گفت این آقای حداد با آن فرهنگستانش هر وقت می خواهد واژه جدیدی بسازد می رود سراغ لهجه گیلکی که باقیمانده دوره اشکانی و پارتی است.

آقایان مترجمان قرآن به گونه ای عمل می کنند که مردم عادی نمی توانند با معنای قرآن ارتباط برقرار کنند. هر وقت مردم می پرسند کدام ترجمه؟ می گویم : ادبی و هنری می خواهی یا ترجمه سلیس و همین روزنامه ای  و معمولی ؟

برخی دیگر که می آیند و می گویند قرآن بی متن عربی می خواهیم . این دیگر خودش حکایتی است. مگر نه این است که تلاوت قرآن و خواندن آن دارای ثواب است؟ خوب قرآنی بخر که هم متن باشد و هم ترجمه سلیس و روان . دیگر این هم پز پارسی گرایی نمی خواهد.

یکی در وبلاگ نوشته بود که شب دعای جوشن را می خواندم خسته شدم و خوابم برد. رفتم فارسی خواندم حال کردم . آخر این جوشن که تنها اسم است و اسم همانی هاست که روی ایرانی هم گذاشته شده است و ما هر روز می گویم : حمید ، مهدی ، رحیم و کریم و ...

ترجمه اش اگر برای تدبر باشد برو بعد از دعا بشین در این اسما و نام ها فکر کن . تو اگر می خواهی در آیات قرآن تدبر کنی ، آیه ای را به عربی بخوان و بعد فارسی اش را تا تدبر کنی . این هر دوانه است هم تدبر است و هم ثواب.

خبرنگار سوژه

همه سوژه خبری می شوند و این بار می خواهم خود خبرنگاران را سوژه کنم . بی چاره ها هر چه می دوند تا دو کلمه خبر تهیه کنند. این ملازمان دربار هم که نمی گذارند. بگذریم که همیشه باید آهسته بروند و آهسته بیایند که سردبیر ناراحت نشود و نان ایشان بریده نشود. همه را باید راضی نگه دارند. اگر بخواهد همه را راضی نگه دارند که دیگر نمی توانند از حقیقت بنویسند. اگر هم بنویسند می بایست دور نان و حتی زندگی را قلم بکشند.

هر فحش و ناسزایی را تحمل می کنند و باید پاسخ گوی خرد و درشت باشند. این هم شد حرفه که برای خودشان دست و پا کردند. یک لقمه نان چه خواری و خفت ها که به دنبال ندارد.

شوهر می خواهم!

بخش پرسش و پاسخ های قرآنی این روزها مملو است از حاجت مندان به پیشگاه قرآن . هر کسی که از هر جا رانده شده و حتی روان پزشکان جوابشان کرده اند آمده اند مصلی در قرآن دنبال درمان می گردند. دخترهای چندی آمده اند که از مدارک عالی برخوردارند ولی در مسایل دقیق اعتقادی شبهه داشتند. عجب شبهات ریشه ای !

یکی می گفت مرا اقناع می کنی که خدا عادل است؟ گفتم من که کاری نیستم خود خدا هم بیاید و بگوید من عادل هستم و این همه نشانه هایش تو که قانع نمی شوی .

گفت: چرا ؟ گفتم آخر این پرسش از جایی دیگر ریشه دارد. شوهر کرده ای ؟ در عشق شکست خورده ای ؟ یا پدر و مادرت طلاق گرفته اند و یا شهریه دانشگاه آزاد نداری ؟ کدام بی عدالتی را از مردم دیده ای که این گونه به خدا پرخاش می کنی ؟

گفت : 35 سال دارم و هنوز شوهر نکرده ام .  دکتر رفتم و جوابم دادند و در حال افسردگی شدید هستم . یکی از دکتر ها دیشب گفت برو مصلی روحانیون مشاور هستند و می توانند به تو کمک کنند.

گفتم : من که مشاور نیستم ولی دمی صبر کن تا بیایند.

وقتی دوستانمان آمدند رفت تا مشاوره بگیرد و ظاهرا برای دوستمان خیلی آبغوره گرفته بود که از درد بی عدالتی اش، از بی شوهری است.


86/7/15::: 7:37 ع
نظر()