سفارش تبلیغ
سرور مجازی
سرور مجازی
هرگاه خداوند متعال، بنده ای را دوست بدارد، نقطه ای سپید در قلبش پدید می آورد، گوش های قلبش را می گشاید و فرشته ای بر او می گمارد، تا بر راه راستْ استوارش دارد . [رسول خدا صلی الله علیه و آله]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :117
بازدید دیروز :399
کل بازدید :1423170
تعداد کل یاداشته ها : 1753
99/7/2
4:49 ص
مشخصات مدیروبلاگ
 
خلیل منصوری[175]
http://www.samamos.com/?page_id=2

خبر مایه
پیوند دوستان
 
سرباز ولایت هزار دستان رایحه ی انتظار اقلیم شناسی دربرنامه ریزی محیطی .:: مرکز بهترین ها ::. نگارستان خیال فصل انتظار جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی نگاهی نو به مشاوره پلاک آسمانی،دل نوشته شهدا،اهل بیت ،و ... حمایت مردمی دکتر احمدی نژاد آقاشیر کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب صراط مستقیم هم رنگــــ ِ خـــیـــآل جبهه مقاومت وبیداری اسلامی کالبد شکافی جون مرغ تا ذهن آدمیزاد ! تکنولوژی کامپیوتر وبلاگ منتظران سارا احمدی بوی سیب BOUYE SIB رمز موفقیت محقق دانشگاه سرزمین رویا اهالی بصیرت وبلاگ تخصصی فیزیک پاک دیده آدمک ها ✘ Heart Blaugrana به نام وجود باوجودی ... سرباز حریم ولایت دهکده کوچک ما از قرآن بپرس کنیز مادر هرچه می خواهد دل تنگت بگو •.ღ♥ فرشتــ ـــ ـه تنهــ ــ ــایی ♥ღ.• پیامبر اعظم(ص) عطاری عطار آبدارچی ستاد پاسخگویی به مسایل دینی وبلاگ شخصی امین نورا چوبک نقد مَلَس پوست کلف دل نوشت 14 معصوم وقایع ESPERANCE55 قدرت شیطان دنیای امروز ما تا ریشه هست، جوانه باید زد... آواز یزدان خلوت تنهایی کتاب شناسی تخصصی اس ام اس عاشقانه طرحی نو برای اتحاد ایرانیان سراسر گیتی دنیای ماشین ها در گوشی با خدا **** نـو ر و ز***** اس ام اس سرکاری و خنده دار و طنز دنیا به روایت یوسف جاده خدا خام بدم ایلیا حرفای خودمونی من بازی بزرگان کویر مسجد و کلیسا - mosque&church بچه دانشجو ! پژواک سکوت گنجهای معنوی دنیای موبایل منطقه‏ ممنوعه طلبه علوم دینی مسافر رویایی انواع بازی و برنامه ی موبایل دانشجو خبر ورزشی جدید گیاهان دارویی بانوی بهشتی دو عالم
مثل باران که فراگیر می شود تو در لحظات زمینی ما بوی خدا را منتشر می کنی. این روزها که تمام ثانیه ها را فاصله پر کرده است، تو از راه می رسی تا تمام فاصله ها به صفر برسند و میان من وتو و ما هیچ حائلی نباشد. تو می رسی مثل نسیم، کوچه پس کوچه ها عطر تو را در پیراهن شان می پراکنند و حسن یوسف ها از عطر آغوشت سرمست می شوند.
&&
زندگی با تو طعم خدا می گیرد و چه لذت بخش است روی سفره افطار، نان و ریحان را با مزه تو لقمه گرفتن و آب ها را با حس شاعرانه بندگی، نوشیدن.
&&
تو می رسی تا ایوان های خانه از شمعدانی پر شود و تسبیح مادربزرگ به یک حقیقت فراگیر تبدیل شود. با تو فکر می کنم که جهان مثل محراب تسبیح است که رکعت های سی و سه گانه خلقت را به هم پیوند می زند.
&&
وقتی تو در جهت لحظاتمان جاری می شوی احساس می کنیم سحرها تاب بیدار شدن چشم هایمان را دارد. و چشم هایمان احساس می کنند با مهربانی شبانه سحر، محرم شده اند. من از این مهربانی و محرمیت خوب می فهمم که حکایت افطار و سحر حکایت برادر و خواهر است.
&&
وقتی که تو هستی همه از نخوردن ها و نیاشامیدن ها سرمست می شوند. روزها در خیابان های شهر آنقدر آدم مست می بینی که فکر می کنی اینجا و سرمستان است شهر سرمستان فاصله مسجد و میخانه را از بین برده اند. چه بوی شراب های شاعرانه ای می آید...
&&
این روزها رنگین کمان هفت رنگ را می توانی هر شب بر پشت بام های تحیر آدم ها ببینی، آن هم وقتی که بدون حضور خورشید و ماهتاب بهانه خوبی خواهد شد تا در انعکاس قنوت ها و حوض ها، به جای هفت رنگ، هفتاد رنگ را در سوسوی ستاره ها باز خوانی کنی!
&&
مثل نوازش نسیم می ماند این ترنم واژگانی که از حنجره شهر تا خدا کشیده می شود. واژه ها مثل براده های آهن به آهن ربا می چسبند به آسمان هفتم وصل می شوند و تو در جلوات و رتل القرآن ترتیلا آنقدر می مانی که فکر می کنی واژه های زمینی چقدر کوچک و بی محتوایند...
&&
مادر م می خواهد هر شب کامم را با یک رطب شیرین کند و من دوست دارم رطب ها را با کامم شیرین کنم!
&&
گفتی که عاشقانه ترین لحظه های من؟ گفتم همین... دو روز... نه این روزهای بی پایان... و من فهمیدم که چقدر تو برای من حرف ناگفته داری. من هنوز عقلم را باید در چشم هایم جستجو کنم. و تو از رگ گردن به من نزدیک تری...
&&
پنجره ها رو به تو باز می شوند و تو دستهایت را رو به آسمان می چرخانی تا برگ درختان به رقص بیایند و در موسیقی باد ونان و خرما تصویر دوباره ای از انسان بر ماسه های ساحل نقش ببندد...
&&
مثل باران که فراگیر می شود، تو در لحظات زمینی ما بوی خدا را منتشر می کنی...
حامد حجتی
86/6/20::: 6:38 ع
نظر()