سفارش تبلیغ
اخبار جدید
اخبار جدید
دانشمند، سلطان خدا در زمین است، پس هرکه با وی در افتد بر افتد . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :117
بازدید دیروز :399
کل بازدید :1423170
تعداد کل یاداشته ها : 1753
99/7/2
4:47 ص
مشخصات مدیروبلاگ
 
خلیل منصوری[175]
http://www.samamos.com/?page_id=2

خبر مایه
پیوند دوستان
 
سرباز ولایت هزار دستان رایحه ی انتظار اقلیم شناسی دربرنامه ریزی محیطی .:: مرکز بهترین ها ::. نگارستان خیال فصل انتظار جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی نگاهی نو به مشاوره پلاک آسمانی،دل نوشته شهدا،اهل بیت ،و ... حمایت مردمی دکتر احمدی نژاد آقاشیر کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب صراط مستقیم هم رنگــــ ِ خـــیـــآل جبهه مقاومت وبیداری اسلامی کالبد شکافی جون مرغ تا ذهن آدمیزاد ! تکنولوژی کامپیوتر وبلاگ منتظران سارا احمدی بوی سیب BOUYE SIB رمز موفقیت محقق دانشگاه سرزمین رویا اهالی بصیرت وبلاگ تخصصی فیزیک پاک دیده آدمک ها ✘ Heart Blaugrana به نام وجود باوجودی ... سرباز حریم ولایت دهکده کوچک ما از قرآن بپرس کنیز مادر هرچه می خواهد دل تنگت بگو •.ღ♥ فرشتــ ـــ ـه تنهــ ــ ــایی ♥ღ.• پیامبر اعظم(ص) عطاری عطار آبدارچی ستاد پاسخگویی به مسایل دینی وبلاگ شخصی امین نورا چوبک نقد مَلَس پوست کلف دل نوشت 14 معصوم وقایع ESPERANCE55 قدرت شیطان دنیای امروز ما تا ریشه هست، جوانه باید زد... آواز یزدان خلوت تنهایی کتاب شناسی تخصصی اس ام اس عاشقانه طرحی نو برای اتحاد ایرانیان سراسر گیتی دنیای ماشین ها در گوشی با خدا **** نـو ر و ز***** اس ام اس سرکاری و خنده دار و طنز دنیا به روایت یوسف جاده خدا خام بدم ایلیا حرفای خودمونی من بازی بزرگان کویر مسجد و کلیسا - mosque&church بچه دانشجو ! پژواک سکوت گنجهای معنوی دنیای موبایل منطقه‏ ممنوعه طلبه علوم دینی مسافر رویایی انواع بازی و برنامه ی موبایل دانشجو خبر ورزشی جدید گیاهان دارویی بانوی بهشتی دو عالم
آموزه های قرآنی بر پایه و اصول احترام به انسان وکرامت های انسانی بنیاد نهاد شده است . از این روست که اخلاق فردی و هنجارهای اجتماعی محوری ترین مباحث و مسایل در حوزه عمل است. به این معنا که اگر توحید را در حوزه بینش و اندیشه محوری ترین آموزه های دین اسلام و قرآن بدانیم ، اخلاق فردی و اجتماعی محوری ترین آموزه های قرآن در حوزه عمل است. از این رو همواره قرآن انسان را به عمل صالح فرا می خواند و پس از هر فرمانی به ایمان به توحید ، از وی می خواهد که کارهای نیک را انجام دهد. کارهای نیک را می توان به دو دسته فردی و اجتماعی بخش کرد. بخش فردی آن به حوزه امور اخلاق فردی باز می گردد که از آن به خودسازی یاد می کنند و بخش اجتماعی آن همان هنجارهایی است که می بایست انسان مراعات کند .
هنجارهایی که قرآن از آن به عمل صالح یاد می کند خود به هنجارهای عقلانی ، عقلایی (عرفی) و شرعی باز می گردد. بنابراین اصول اخلاقی و هنجاری را می توان محوری ترین مباحث در حوزه دین و آموزه های دینی و قرآن دانست.
یکی از هنجارهای اجتماعی که ارتباط تنگاتنگی نیز با اخلاق فردی پیدا می کند، هنجار احترام به دیگری است . احترام در آموزه های قرآن از آن جایی اهمیت پیدا می کند که با مساله کرامت انسانی ارتباط تنگاتنگی دارد. به این معنا که عدم رعایت این هنجار به معنای هتک حرمت انسانی و زیر پا گذاشتین کرامت انسانی است. در حقیقت کرامت انسانی این اقتضا را دارد تا هر شخصی با دیگر چنان رفتار کند که انسانیت آن را می طلبد. در این نوشتار به این مساله از دیدگاه قرآن پرداخته می شود تا با تحلیل آیات آن نقش مهم احترام دیگری را دریابیم.
گستره معنای احترام
احترام از ریشه حرم گرفته شده که به معنای حرمت نگه داشتن است.( لغت نامه دهخدا) البته این واژه به معنای آن چه که هتک و شکستن آن ناروا باشد نیز آمده است. ( صحاح اللغه ج 5 ص 1895) از این رو حرام هر چیز و یا کاری است که انجام دادن آن ممنوع و ناروا باشد و یا حرم هر جایی را می گویند که انجام دادن برخی از اموری که در جاهای دیگر جایز است، در آن جا نادرست و غیر جایز باشد.( مفردات راغب اصفهانی ص 229).
حرمت شخص به معنای چیزی است که شخص از آن حمایت می کند و حریم شخصی نیز چیزهایی اختصاصی است که دیگران نمی تواند در آن موارد دخالت کرده و وارد شوند.
احترام در اصطلاح عرفی به معنای گرامی داشت و بزرگداشت و تعظیم شخص است که بی ارتباط با معنای لغوی آن نیز نیست؛ زیرا شخص، چیز ، جا یا زمان محترم ، دارای حرمت و حریمی است که حفظ آن لازم و هتک آن نارواست.
ناگفته نماند که واژه احترام به این معنا و مفهوم به صراحت در قرآن به کار نرفته است و این مفهوم از اضافه وصفی برخی موارد به وصف حرام و محترم شمردن به دست می آید. به این معنا که هنگامی که خداوند نفس ( انعام آیه 151) و یا خانه ( مائده آیه 97) و یا ماه (توبه آیه 5) و مانند آن را محترم بر می شمارد از آن این معنا استنباط می شود که می بایست مورد احترام و تعظیم قرار گیرد. البته واژگانی چون تعظیم(حج آیه 30 و 32) و یا توقیر(فتح آیه 9) و تعزیر(همان ) و خفض جناح (اسراء آیه 24) همین معنا و مفهوم اصطلاحی را می رساند. بنابراین نمی بایست تنها به این واژه در آیات قرآن بسنده کرد بلکه برای دریافت مباحث مربوط یا مرتبط می بایست به همه آیاتی که این مفهوم را می رساند ، توجه داشت.
منشا احترام به هر چیزی را می بایست در نحوه ارتباط آن با خدا دانست. هر چیزی انتساب آن به خدا قوی تر و نزدیک تر باشد از احترام بیش تری برخوردار می باشد.
به عنوان نمونه انسان از آن جایی ارزش و اعتبار و احترام فزون تری دارد که انتساب آن به خدا از دیگر آفریده ها بیش تر است؛ زیرا انسان تنها موجودی است که روح خدایی خاصی برخوردار می باشد که این امکان را به وی بخشیده است تا از همه اسمای خدا برخوردار گردد و به همین سبب خلافت الهی را به عهده گیرد. این عنوان و توانمندی موجب شد تا همه آفریده های خداوند به انسان سجده برده و ولایت و خلافت وی را بپذیرند تا این انسان کامل وی را به عنوان نائب و جانشین پروردگار آنان را به کامل لایق و شایسته برساند.
این گونه شد که قرآن به مساله تکریم انسان توجه می دهد. در حقیقت احترام انسان ها ، برخورداری ایشان از کرامت الهی است که در آیه 70 سوره اسراء به آن اشاره کرده و فرموده است: و لقد کرمنا بنی آدم .
انسان از جنبه های مختلف از برتری های بسیاری برخوردار است. ویژگی های فردی انسان به گونه ای است که به طور ذاتی و فطری دوست دار کرامت و حفظ شخصیت ، آبرو و نیازمند احترام است. خداوند با توجه به این فطرت انسانی از انسان ها می خواهد که حرمت خویش را نگه داشت و در گفتار و رفتار خویش حفظ آداب و احترام را داشته باشند.
بسیاری از آموزه های حقوقی و حکمی قرآن ارتباط تنگاتنگی با مساله احترام و تکریم انسان دارد. از این رو حرمت جان آدمی (انعام آیه 151) و یا مال ( بقره آیه 188) و یا عرض و آبرو(نساء آیه 148 و نور آیه 23) در شریعت اسلام و همه شرایع وحیانی آسمانی مطرح شده و از مردمان می خواهد که با یک دیگر به سخن نیکو (بقره آیه 83) و دور از تهمت و غیبت و افترا (حجرات آیه 11 و 12) و صدای بلند ، یا رفتاری تفاخرآمیز و تبختر نما و مانند آن عمل کرده و احترام یک دیگر را نگه دارند.
رعایت احترام دیگران و بی احترامی به آنان آثار وضعی و تکلیفی و پاداش و کیفر خاصی است . خداوند برای این که انسان ها احترام یک دیگر را نگه دارند افزون بر روش های تشویقی و بیان فواید و آثار آن می کوشد تا از روش تهدید و تنبیه نیز بهره جوید از این رو ست که اهانت کنندگان و تحقیرکنندگان را به مجازاتی سخت در آخرت تهدید می کند تا به این روش هنجارهای اجتماعی را تقویت و تثبیت نماید.
قرآن می فرماید که اصولا احترام به دیگری گذاشتن ، پیش از آن که نفع و سودش به طرف مقابل برسد به خود فرد می رسد. بی گمان کسی که به دیگری احترام می گذارد شخصیت و شالکه وجودی خود را نشان می دهد که از کمال سلامت برخوردار است و از سوی دیگر منفعت و سودش به خود فرد باز می گردد و موجب می شود که دیگران به سوی وی گرایش بیش تری پیدا کرده و در کارها و مشکلات دستگیرش شوند.(حج آیه 30)
از آن جایی که قرآن هنجار های عرفی و عقلی را همانند هنجارهای شرعی دارای ارزش و اعتبار می داند مگر آن که با اصول اساسی دین در تضاد باشد و کرامت انسانی را از راه دیگر خدشه دار سازد، در بیان چگونگی رفتار بیش تر به اصول اساسی عقلانی و شرعی می پردازد و اصول عقلایی و هنجارهای عرفی را به زمان و مکان وامی گذارد . از این رو در بیان چگونگی سلام و تحیت تنها به این نکته اشاره می کند که می بایست در آْغاز سخن کلام نیکو و سلام و درود را بر زبان راند ولی تاکید می کند که می بایست مراعات آداب و رسوم هر قومی را کرد. به این معنا که نوع و شیوه احترام در نزد انسان ها با قومیت ها و ملیت ها و فرهنگ های مختلف در زمان ها و مکان های گوناگون متفاوت است . بنابراین می بایست در شیوه تعامل واحترام این شرایط و مقتضیات زمکانی را در نظر گرفت. خداوند در باره سلام می فرماید: و اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منا او ردوها(نساء ایه 86) اگر به شما سلام و تحیت فرستادند شما بهتر از ایشان عمل کنید و یا دست کم همانند آنان به ایشان احترام بگذارید.
در این آیه با توجه به تفاوت هنجارهای عرفی در نحوه سلام و تحیت دستور می دهد که نخست می بایست بهتر از ایشان، رفتار و سلام ایشان را پاسخ داد و دست کم همانند آنان عمل شود. این بدان معناست که رعایت آداب و رسوم محلی و فرهنگی باید در حد امکان مورد توجه قرار گیرد.
در برخی از روایات آمده است که در پیش از اسلام سلام به گفتن زنده باد بود و پس از اسلام جمله سلام علکیم جانشین آن شد. ( تفسیر کبیر فخررازی ج 10 ص 209) و هم چنین گفته شده است که در دوره یوسف (ع) احترام و سلام کردن به نمازگزاردن بود چنان که همین عمل در میان ساسانیان و پیش از ایشان وجود داشته است و از این رو آیه : خروا له سجدا(یوسف ایه 100) به معنای این است که با سجده به او احترام گذاشته و سلام ورود دادند. در حقیقت این سجده تعظیم و احترام است نه سجده بندگی ؛ .(مجمع البیان ج 5 ص 405)چنان که اکنون نیز در میان شرقی ها این گونه است که شخص با خم شدن احترام خویش را بیان می دارد . هر ملتی نوعی آداب برای احترام و تعظیم دیگری دارد که از آن جمله می توان به اشاره به سر ، کلاه از سر برداشتن ، روبوسی ، دست دادن ، معانقه و گردن به گردن نهادن ، بغل کردن ، بوسیدن سر و پیشیانی ، صورت و دست و حتی پا را یاد کرد. در هندوستان خم شدن و بوسیدن پا بزرگان خانواده مرسوم است.
قرآن بر احترام به پدر و مادر(بقره آیه 83) مومنان (سجده آیه 18) ، مهمان (ذاریات آیه 24) یتیمان و نیازمندان (نساء آیه 36 و بقره آیه 83) و امور مقدس مانند قرآن (اعراف آیه 204 و نیز واقعه آیه 79) ، خانه خدا (نمل آیه 91) ماه های حرام (توبه آیه 36) شعایر الهی ( حج آیه 30) دستور می دهد.
به هر حال احترام به دیگر به معنای تعظیم و تکریم انسانیت است که می بایست به عنوان یک هنجار مهم اجتماعی از سوی همگان رعایت و ترویج شود.
86/5/1::: 9:19 ص
نظر()