سفارش تبلیغ
سرور مجازی
سرور مجازی
چشم ، نشستنگاه را چون رشته سر بند است چون خواب در چشم آید بند بسته بگشاید . [ و این از استعاره‏هاى شگفت است . گویى نشستنگاه را به آوند و چشم را به سر بند همانند فرموده و چون سربند بگشاید آنچه در آوند است برون آید ، و این سخن در گفته مشهورتر و ظاهرتر از سخنان پیامبر ( ص ) است و گروهى آن را از امیر مؤمنان علیه السّلام دانسته‏اند و از جمله گفته مبرد است در کتاب مقتضب در باب لفظ به حروف و ما در کتاب خود که مجازات آثار نبوى نام دارد از این استعاره سخن گفته‏ایم . ] [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :430
بازدید دیروز :526
کل بازدید :1235680
تعداد کل یاداشته ها : 1664
98/4/29
4:49 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
خلیل منصوری[175]
http://www.samamos.com/?page_id=2

خبر مایه
پیوند دوستان
 
اقلیم شناسی دربرنامه ریزی محیطی .:: مرکز بهترین ها ::. جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی رایحه ی انتظار فصل انتظار نگاهی نو به مشاوره هزار دستان سرباز ولایت پلاک آسمانی،دل نوشته شهدا،اهل بیت ،و ... حمایت مردمی دکتر احمدی نژاد آقاشیر کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب صراط مستقیم هم رنگــــ ِ خـــیـــآل نگارستان خیال جبهه مقاومت وبیداری اسلامی کالبد شکافی جون مرغ تا ذهن آدمیزاد ! تکنولوژی کامپیوتر وبلاگ منتظران سارا احمدی بوی سیب BOUYE SIB رمز موفقیت محقق دانشگاه سرزمین رویا اهالی بصیرت وبلاگ تخصصی فیزیک پاک دیده آدمک ها ✘ Heart Blaugrana به نام وجود باوجودی ... سرباز حریم ولایت دهکده کوچک ما از قرآن بپرس کنیز مادر هرچه می خواهد دل تنگت بگو •.ღ♥ فرشتــ ـــ ـه تنهــ ــ ــایی ♥ღ.• پیامبر اعظم(ص) عطاری عطار آبدارچی ستاد پاسخگویی به مسایل دینی وبلاگ شخصی امین نورا چوبک نقد مَلَس پوست کلف دل نوشت 14 معصوم وقایع ESPERANCE55 قدرت شیطان دنیای امروز ما تا ریشه هست، جوانه باید زد... آواز یزدان خلوت تنهایی کتاب شناسی تخصصی اس ام اس عاشقانه طرحی نو برای اتحاد ایرانیان سراسر گیتی دنیای ماشین ها در گوشی با خدا **** نـو ر و ز***** اس ام اس سرکاری و خنده دار و طنز دنیا به روایت یوسف جاده خدا خام بدم ایلیا حرفای خودمونی من بازی بزرگان کویر مسجد و کلیسا - mosque&church بچه دانشجو ! پژواک سکوت گنجهای معنوی دنیای موبایل منطقه‏ ممنوعه طلبه علوم دینی مسافر رویایی انواع بازی و برنامه ی موبایل دانشجو خبر ورزشی جدید گیاهان دارویی بانوی بهشتی دو عالم

در دنیا انسان اموری را ارزشی می داند که در قیامت روشن می شود که این ها امور بی ارزشی هستند که نمی توانند او را به بی نیازی برسانند؛ در حالی که در دنیا با وجود آن چیزها احساس بی نیازی می کرد و زمینه طغیانش را فراهم می آورد.

خدا در قرآن می فرماید: کَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیَطْغَى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى؛ حقا که انسان سرکشى مى ‏کند همین که خود را بى ‏نیاز پندارد و احساس بی نیازی کند. (علق، آیات 6 و 7)

این اموری که موجب می شود تا شخص احساس فقر هویتی و ذاتی خویش را فراموش کند(فاطر، آیه 15) و احساس غنا و بی نیازی کند، اموری چون ثروت و قدرت است. این گونه است که قارون و فرعون با چنین احساس بی نیازی دست به طغیان می زنند.

البته حتی برخی از مسلمانان مانند اهل کتاب بر این باورند که ثروت نقش ارزشی و تعیین کننده ای دارد، از این روست که با توجه به تفکر ابلیسی برتری و خیر بودن خودشان را با توجه به ثروت انبوه خویش دانسته و می گویند: وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ؛ و ما از او به شاهی بر حق تریم و به او وسعتی از مال داده نشده است.(بقره، آیه 247)

از نظر این گروه از مردم، آن که ملاک «احقیت» را تشکیل می دهد، اموری چون علم و ایمان و تقوا نیست(همان)، بلکه ملاک حقانیت همان مال و ثروت و وسعت در آن است. بر همین اساس، کرامت خویش را در مال و ثروت می دانند(فجر، آیه 15)، نه در تقوای الهی.(حجرات، آیه 13)

اما از نظر قرآن، اموری چون تقوای الهی ملاک و معیار سنجش است و این ها ارزش های واقعی انسان را تشکیل می دهد؛ این مطلب شاید در دنیا برای خیلی ها آشکار نشود، اما در قیامت این گونه است؛ چنان که وقتی نامه اعمال کافران به دست آنان داده می شود می گویند: مَا أَغْنَى عَنِّی مَالِیَهْ ؛ آن چه برای من است؛ مرا سودى نبخشید و بی نیازم نمی سازد.(الحاقه، آیه 28)

باید توجه داشت که واژه «ما لیه» ترکیبی از «ما» موصوله با «لی» است که «هاء» در آخر «لیه» به همانند سلطانیه «هاء» سکته نامیده می شود و معنایی ندارد.

در این عبارت آمده است که هر چیزی برای من است به عنوان دستاوردهای دنیوی، در آخرت مرا بی نیاز نمی سازد؛ زیرا آن چه را که ارزشی می دانستم که از جمله آن ها قدرت و ثروت و مال و منال بوده است، در آخرت امری بی ارزشی است که نمی تواند موجب غنا و بی نیازی من شود.

پس واژه «مالیه» به معنای به شکل «مالی» یعنی «مال من» نیست، بلکه «ما» موصوله است که مال و ثروت یکی از چیزهایی است که انسان گمان می کند که ارزشی بود و او را غنی می سازد در حالی که چنین نیست.

به سخن دیگر، «ما لِی» هم مال را شامل می‌شود و هم سایر شئون از قدرت و جلال و شکوه و امثال آن ها را شامل می‌شود، که در قیامت معلوم می شود اموری بی ارزشی بودند که انسان را بی نیاز نمی سازد؛ یعنی آن کسی که گمان کرده بود با داشتن ملک مصر(زخرف، آیه 53) از خدا و ایمان و تقوای الهی بی نیاز است، معلوم می شود که فقیر و نیازمند است و آن کس که گمان می کرد مال و ثروتش او را جاودان می کند : یَحْسَبُ اَنَّ مالَهُ اَخْلَدَهُ(همزه، آیه 3?، معلوم می شود که مالش موجب هلاکت اوست.


98/2/12::: 4:1 ع
نظر()