سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
کاستی دانش، در دروغ و کاستی جدیت، در بازی است . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :472
بازدید دیروز :525
کل بازدید :1324613
تعداد کل یاداشته ها : 1700
98/11/9
9:21 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
خلیل منصوری[175]
http://www.samamos.com/?page_id=2

خبر مایه
پیوند دوستان
 
رایحه ی انتظار اقلیم شناسی دربرنامه ریزی محیطی .:: مرکز بهترین ها ::. سرباز ولایت نگارستان خیال فصل انتظار جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی نگاهی نو به مشاوره هزار دستان پلاک آسمانی،دل نوشته شهدا،اهل بیت ،و ... حمایت مردمی دکتر احمدی نژاد آقاشیر کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب صراط مستقیم هم رنگــــ ِ خـــیـــآل جبهه مقاومت وبیداری اسلامی کالبد شکافی جون مرغ تا ذهن آدمیزاد ! تکنولوژی کامپیوتر وبلاگ منتظران سارا احمدی بوی سیب BOUYE SIB رمز موفقیت محقق دانشگاه سرزمین رویا اهالی بصیرت وبلاگ تخصصی فیزیک پاک دیده آدمک ها ✘ Heart Blaugrana به نام وجود باوجودی ... سرباز حریم ولایت دهکده کوچک ما از قرآن بپرس کنیز مادر هرچه می خواهد دل تنگت بگو •.ღ♥ فرشتــ ـــ ـه تنهــ ــ ــایی ♥ღ.• پیامبر اعظم(ص) عطاری عطار آبدارچی ستاد پاسخگویی به مسایل دینی وبلاگ شخصی امین نورا چوبک نقد مَلَس پوست کلف دل نوشت 14 معصوم وقایع ESPERANCE55 قدرت شیطان دنیای امروز ما تا ریشه هست، جوانه باید زد... آواز یزدان خلوت تنهایی کتاب شناسی تخصصی اس ام اس عاشقانه طرحی نو برای اتحاد ایرانیان سراسر گیتی دنیای ماشین ها در گوشی با خدا **** نـو ر و ز***** اس ام اس سرکاری و خنده دار و طنز دنیا به روایت یوسف جاده خدا خام بدم ایلیا حرفای خودمونی من بازی بزرگان کویر مسجد و کلیسا - mosque&church بچه دانشجو ! پژواک سکوت گنجهای معنوی دنیای موبایل منطقه‏ ممنوعه طلبه علوم دینی مسافر رویایی انواع بازی و برنامه ی موبایل دانشجو خبر ورزشی جدید گیاهان دارویی بانوی بهشتی دو عالم

از نظر قرآن، عقل و جهل در برابر هم هستند؛ چنان که عقل و جنون در برابر هم قرار می گیرند؛ زیرا انسان یا بر اساس ساختار طبیعی داده های بیرونی علمی خویش را با داشته های فطری باطنی پیوند می زند و با تعقل به تفقه و فهم عمیق می رسد، یا این گونه عمل نمی کند؛ زیرا داشته های فطری خویش را دفن و دسیسه کرده و گرفتار سفاهت شده است؛ که در این موارد، نمی تواند داده های علمی بیرونی با داشته های فطری پیوند بزند و تعقل و تفقهی داشته باشد. چنین افرادی ممکن است در مرتبه ای باشند که بر اساس ظنون یا تخرص عمل می کنند که خود نوعی جاهلیت عقلی و بی خردی محض است، یا این که در مرتبه ای سقوط کرده باشند که اصولا فطرت ، نهان شده باشد و در مرتبه خیال و تخیل قرار گیرند و در مرتبه جنیان سقوط کنند، به طوری که دیگر قدرت این را ندارند که از داشته های فطری بهره گیرند.

به نظر می رسد که فطرت وقتی دسیسه و دفن می شود(شمس، آیات 7 تا 10) در شرایط گوناگونی قرار می گیرد که بر اساس شدت و ضعف این دفن و دسیسه است. گاه این دسیسه و دفن و پایین کشیدن فتیله نورانیت فطرت به گونه ای است که شخص در مرتبه جنیان سقوط می کند. از این روست که در مرتبه «اختیال» و قوه خیالی است که مرتبه جنیان است. در این شرایط از آن عقلانیت و تعقل انسانی بهره نمی برد. این گونه است که نعمت های الهی مقسوم را نتیجه تلاش خود ارزیابی می کند.(حدید، آیات 22 و 23؛ قصص، آیات 76 تا 85 و آیات دیگر) چنین شخصی در حقیقت گرفتار نوعی جنون و دیوانگی جن زدگی است؛ زیرا شیطان بر نفس او مسلط است و نمی تواند از نرم افزار فطرت خویش بهره برد.

گاه دیگر، شخص گرفتار جهالت در مرتبه حیوان بلکه گیاه و جماد می شود؛ زیرا قوه فطری مدفون شده است و نمی تواند داده های بیرونی را بر آن عرضه کند و به نتیجه حقیقی و واقعی برسد.

از نظر قرآن، جهالت که در برابر عقل و عقلانیت قرار می گیرد، همه بیانگر نوعی دفن و دسیسه فطرت است که به اشکال گوناگونی تحقق می یابد. از این روست که گاه عقل و جهل در برابر هم قرار می گیرد و گاه عقل و جنون؛ زیرا جنون نیز مرتبه ای از جهالت است.

از نظر قرآن، ممکن است شخص داده های علمی بیرونی را بر «فواد» عرضه کند و به تصدیق علمی برسد، اما به تصدیق عملی نرسد؛ زیرا از نظر قرآن، تصدیق علمی، امری غیر از تصدیق عملی است. اگر آن چه به تصدیق علمی رسید همراه با تصدیق عملی باشد، چنین شخصی را عاقل می گوید؛ و گرنه در مرتبه عالم بی عقل یا همان عالم جاهل است. از نمونه های عالم جاهل می توان به فرعون اشاره کرد که با آن که معجزات و بینه های علمی را از طریق حضرت موسی(ع) دریافت کرد و به تصدیق علمی و یقین در این مرتبه دست یابد که در آن اما و اگر علمی نبود، اما تصدیق عملی نداشت و به جای اقرار و تصدیق به جحد و انکار پرداخت؛ چنان که خدا درباره او می فرماید: وَ جَحَدُوا بِهَا وَ اسْتَیْقَنَتْهَا؛ به انکار پرداخت در حالی که به یقین قطعی رسیده بود.(نمل، آیه 14)

بر همین اساس است که امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: رُبَّ عَالِمٍ قَدْ قَتَلَهُ جَهْلُهُ وَ عِلْمُهُ مَعَهُ[لَمْ یَنْفَعْهُ‌] لَا یَنْفَعُه‌؛چه بسیار عالمی که جهالت بی خردی او را کشت و علمش برایش سودی ندارد..(نهج البلاغه دشتی، ج 1، ص 333) در حقیقت این جهل و بی عقلی است که موجب می شود علم عالم تاثیری مثبت نداشته باشد؛ زیرا تصدیق علمی با تصدیق عملی همراه نشده است؛ چرا که حقیقت عقل، عمل بر اساس علم است که نوعی پیوند میان علم ذهنی با قلب و اراده عملی است. از همین روست که امام صادق(ع) عقل را عامل بندگی و کسب جنت و بهشت می داند؛ زیرا علم و عمل را به هم پیوند می زند و عقلی که چنین نکند، عقل نیست. پس انسان عالم می تواند عاقل یا جاهل سفیه یا یا جاهل مجنون یا مانند آن ها باشد؛ زیرا دانسته هایش با قلبش پیوند نخورده است که خروجی آن همان تعقل و تفقه است.

بسیاری از مردم نسبت به حلال و حرام عالم هستند، و مثلا می دانند که ربا و زنا حرام است؛ اما با علم به این امور در دام شیطان می رود و ربا می خورد و زنا می کند. حتی در علم ربا دارای تخصص دانشگاهی بالایی است؛ ولی از نظر قرآن چنین فردی عالم جاهل و عالم مجنون است؛ زیرا گرفتار دیوانگی است که به جای رهایی از آتش خود را در درون آتش می افکند یا بدتر از آن آتش می خورد؛ زیرا خدا می فرماید: الَّذِینَ یَأْکُلُونَ الرِّبَا لَا یَقُومُونَ إِلَّا کَمَا یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطَانُ مِنَ الْمَسِّ؛ کسانى که ربا مى ‏خورند، برنمى ‏خیزند مگر مانند برخاستن کسى که شیطان بر اثر تماس‏، آشفته ‏سرش کرده است.(بقره، آیات 174 و  275)

خبط نشانه ای است که با کوبیدن سخت و محکم یا چیز داغ گذاشته می شود، به ته مانده آب در برکه نیز خبط گفته می شود که بیانگر وجود آب در سابق است. وقتی برگهای درختی را با تکان های شدید، لخت و عور می کنند، به آن نیز خبط می گویند. آزارهای شیطانی که نوعی جنون است، به همین سبب خبط گفته می شود؛ زیرا چون داغی بر شخصیت اوست که رسواگر است.