سفارش تبلیغ
صبا
آن که در کار کوتاهى ورزید دچار اندوه گردید ، آن را که از مال و جانش نصیبى از آن خدا نیست خدا را بدو نیازى نیست . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :14
بازدید دیروز :602
کل بازدید :947114
تعداد کل یاداشته ها : 1412
96/7/30
12:32 ص
مشخصات مدیروبلاگ
 
خلیل منصوری[165]

خبر مایه
پیوند دوستان
 
کالبد شکافی جون مرغ تا ذهن آدمیزاد ! جبهه مقاومت وبیداری اسلامی فصل انتظار جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی تکنولوژی کامپیوتر وبلاگ منتظران حمایت مردمی دکتر احمدی نژاد پلاک آسمانی،دل نوشته شهدا،اهل بیت ،و ... .:: مرکز بهترین ها ::. نگاهی نو به مشاوره سارا احمدی هم رنگــــ ِ خـــیـــآل سرباز ولایت کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب بوی سیب BOUYE SIB هزار دستان رمز موفقیت محقق دانشگاه نگارستان خیال سرزمین رویا صراط مستقیم اهالی بصیرت وبلاگ تخصصی فیزیک پاک دیده آدمک ها آقاشیر ✘ Heart Blaugrana به نام وجود باوجودی ... سرباز حریم ولایت دهکده کوچک ما از قرآن بپرس کنیز مادر هرچه می خواهد دل تنگت بگو •.ღ♥ فرشتــ ـــ ـه تنهــ ــ ــایی ♥ღ.• پیامبر اعظم(ص) عطاری عطار آبدارچی ستاد پاسخگویی به مسایل دینی وبلاگ شخصی امین نورا چوبک نقد مَلَس پوست کلف دل نوشت 14 معصوم وقایع ESPERANCE55 قدرت شیطان دنیای امروز ما تا ریشه هست، جوانه باید زد... آواز یزدان خلوت تنهایی کتاب شناسی تخصصی اس ام اس عاشقانه طرحی نو برای اتحاد ایرانیان سراسر گیتی دنیای ماشین ها در گوشی با خدا **** نـو ر و ز***** اس ام اس سرکاری و خنده دار و طنز دنیا به روایت یوسف جاده خدا خام بدم ایلیا حرفای خودمونی من بازی بزرگان کویر مسجد و کلیسا - mosque&church بچه دانشجو ! پژواک سکوت گنجهای معنوی دنیای موبایل منطقه‏ ممنوعه طلبه علوم دینی مسافر رویایی انواع بازی و برنامه ی موبایل دانشجو خبر ورزشی جدید گیاهان دارویی

جهاد از نظر کمیت، کیفیت، ابزار و اهداف دارای اقسام و انواع گوناگونی است. از نظر بزرگی و کوچکی به جهاد اصغر مالی و جانی، جهاد اوسط نفس لوامه و نفس اماره ، جهاد علمی درباره شبهات و شناخت حق و باطل یا جهاد کبیر و نیز جهاد اکبر عقل و قلب تقسیم می شود.

اگر جهاد اوسط میان نفس لوامه و نفس اماره درباره حاکمیت و مدیریت قوای نفسانی است و هر یک می کوشد تا قوای خیالی و وهمانی را در حوزه اندیشه ای و عقل نظری و امور جزم و قوای شهوانی و غضبانی را در حوزه انگیزه ای و عقل عملی و امور عزمی در اختیار بگیرد و سلطه و ولایت خویش را اعمال کند؛ اما جهاد اکبر یک مرتبه بالاتر است؛ زیرا وقتی نفس لوامه بتواند سلطه خویش را بر نفس اماره بالسوء تثبیت می کند و نگذارد شیطان از وهم و خیال بهره گیرد و امور را وارونه جلوه دهد و یا نگذارد تا شهوت و غضب شخص را به هر سوی بکشد و برده و بنده خویش کند؛ آن هنگام است که نفس از شک در مقام اندیشه بیرون می آید و به جزم یقینی حقیقی می رسد؛ و یا نفس از تردید در مقام انگیزه و عمل و عزم بیرون می آید و در کارها با جزم و توکل بر خدا وارد می شود، در این هنگام نفس به آرامش و اطمینان دست می یابد و از اضطراب فکری و عملی بیرون می آید.

پس از رسیدن به اطمینان و مسلط شدن نفس مطمئن بر اوضاع مملکت وجود انسانی، تازه جنگ درونی واقعی شروع می شود؛ زیرا پیش از آن اصولا عقل و قلب به سبب آن که در مراتب بالای وجودی هستند، امکان بروز و ظهور نداشتند. وقتی انسان از حس و خیال و وهم بالاتر رفت و کودکش به بلوغ عقلی رسید و قلب نیز بر اوضاع مملکت مسلط شد؛ یعنی وقتی عقل مدیریت اندیشه و جزم را به دست گرفت و اجازه نداد تا حس و خیال و وهم مسئولیت اصلی امور کشور نظر را در دست گیرد و خود مدیریت اصلی را به چنگ آورد و سلطان نظر و اندیشه شد؛ و وقتی قلب نیز مدیریت انگیزه و عزم را به دست گرفت و اجازه نداد تا نفس اماره به بدی فرمانروایی کند و در چارچوب شهوت و غضب رفتار نماید، در این هنگام که قلب سلطان انگیزه ها و عمل و عزم شد، تازه جنگ درونی میان خودی ها شروع می شود.

در جهاد اکبر، جنگ میان دو شاه اندیشه و انگیزه است؛ اکنون که دشمنان از مملکت وجود بیرون رانده شد و ظلمت به نور تبدیل و منافقان و ستون پنجم دشمن تسلیم شوکت و شاهی عقل و قلب شدند؛ عقل و قلب به نبرد هم برخیزند؛ زیرا دو شاه در یک ممکلت نگنجد. این جاست که جهاد اکبر در نفس انسانی آغاز می شود و هر کسی می خواهد تا شاه دیگر را از تخت فرود آورد و به زیر کشد.

عقل می گوید: من می خواهم بر اساس فهم و ادراکی عقلی جهان وجود را مدیریت و فرمانروایی کنم؛ قلب می گوید: من می خواهم با رویت علم حضور جهان وجود را مدیریت کنم.

دعوای عقل و قلب دعوای علم حصول و علم حضور است؛ یکی می گوید می خواهم بفهمم و آن دیگری می گوید می خواهم ببینم. یکی می خواهد سمیع و بصیر را به علیم بازگرداند و آن دیگری می خواهد علیم را به سمیع و بصیر عودت دهد. یکی می گوید حقیقت را باید بدانم، آن دیگری می گوید: حقیقت را می خواهم ببینم. پیامبران تلاش می کردند تا حقایق را به علم حضوری و شهودی ببیند و از خداوند می خواست در این راه یاری کند. پیامبر(ص) می فرماید: اللهم ارنی الاشیاء کماهی؛ خدایا هر چیزی را هم چنان که هست برایم بنما و نشان ده! پس اگر پیامبر(ص) می فرماید: رب زدنی علما، یعنی علم لدنی و علم حضوری ام را بیافزا و همان طوری که ملکوت آسمان ها و زمین را به حضرت ابراهیم(ع) نشان دادی، به من بنمایان. پس آنان دنبال رویت و ارایه از سوی خداوند هستند. می خواهند حاکمیت از آن قلب باشد نه عقل؛ زیرا می خواهند علم حصولی را به علم حضوری تبدیل کنند و علیم را به بصیر و سمیع تبدیل کنند و از مقام شهید و شهود به حقایق بنگرند؛ نه آن مانند کودکان دبستان زندگی بخواهند بصیر و سمیع و بینایی و شنوایی را به علم حصولی تبدیل کنند. این جهاد اکبری است که در مقام نوری رخ می دهد و این درگیری بالاتر از جهادهای سه گانه ای است که در ظلمات رخ می دهد. پس از عبور و موفقیت از ظلمات و جهادهای در آن مراتب است که تازه جهاد اکبر در مقام نوری میان دو نور قلب و عقل رخ می دهد و باید کاری کرد که قلب نوری حاکمیت یابد و عقل نوری نیز به نور رویت و بصیرت که همان علم لدنی و علم شهودی و علم حضوری است دست یابد.


95/11/15::: 9:7 ص
نظر()