سفارش تبلیغ
صبا ویژن
از ابلهى است پیش از توانا بودن شتابیدن ، و پس از فرصت داشتن درنگ ورزیدن . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :103
بازدید دیروز :399
کل بازدید :1423156
تعداد کل یاداشته ها : 1753
99/7/2
4:19 ص
مشخصات مدیروبلاگ
 
خلیل منصوری[175]
http://www.samamos.com/?page_id=2

خبر مایه
پیوند دوستان
 
سرباز ولایت هزار دستان رایحه ی انتظار اقلیم شناسی دربرنامه ریزی محیطی .:: مرکز بهترین ها ::. نگارستان خیال فصل انتظار جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی نگاهی نو به مشاوره پلاک آسمانی،دل نوشته شهدا،اهل بیت ،و ... حمایت مردمی دکتر احمدی نژاد آقاشیر کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب صراط مستقیم هم رنگــــ ِ خـــیـــآل جبهه مقاومت وبیداری اسلامی کالبد شکافی جون مرغ تا ذهن آدمیزاد ! تکنولوژی کامپیوتر وبلاگ منتظران سارا احمدی بوی سیب BOUYE SIB رمز موفقیت محقق دانشگاه سرزمین رویا اهالی بصیرت وبلاگ تخصصی فیزیک پاک دیده آدمک ها ✘ Heart Blaugrana به نام وجود باوجودی ... سرباز حریم ولایت دهکده کوچک ما از قرآن بپرس کنیز مادر هرچه می خواهد دل تنگت بگو •.ღ♥ فرشتــ ـــ ـه تنهــ ــ ــایی ♥ღ.• پیامبر اعظم(ص) عطاری عطار آبدارچی ستاد پاسخگویی به مسایل دینی وبلاگ شخصی امین نورا چوبک نقد مَلَس پوست کلف دل نوشت 14 معصوم وقایع ESPERANCE55 قدرت شیطان دنیای امروز ما تا ریشه هست، جوانه باید زد... آواز یزدان خلوت تنهایی کتاب شناسی تخصصی اس ام اس عاشقانه طرحی نو برای اتحاد ایرانیان سراسر گیتی دنیای ماشین ها در گوشی با خدا **** نـو ر و ز***** اس ام اس سرکاری و خنده دار و طنز دنیا به روایت یوسف جاده خدا خام بدم ایلیا حرفای خودمونی من بازی بزرگان کویر مسجد و کلیسا - mosque&church بچه دانشجو ! پژواک سکوت گنجهای معنوی دنیای موبایل منطقه‏ ممنوعه طلبه علوم دینی مسافر رویایی انواع بازی و برنامه ی موبایل دانشجو خبر ورزشی جدید گیاهان دارویی بانوی بهشتی دو عالم

سخن ار عرفان چنان که برای برخی ها یک کلاس و پز است برای برخی دیگر انگ و ننگ است . گویی چاقوی دو دمی است که هم جنبه اثباتی و هم سلبی دارد. مفید و مضر است. چنین حالتی برای خیلی چیزهای دیگر دنیا می توان یافت . دنیایی که به تعبیر ملاصدرا آکنده از تضاد است و بر این باور است: لولا التضاد لفسد العالم؛ یعنی اگر تضاد نبود جهان را فساد و تباهی بر می داشت. همین خمر و میسر را که همه به نام شراب و قمار می شناسند، همین حکم را دارد . قرآن درباره آن ها می گوید که دارای منافع و مضار است البته با تاکید بر جنبه سلبی که مضارش از منافع اش بیشتر است. از این رو آدم و قانونگذار هم به حکم عقل حکم می کند که آن چه ضرر و زیانش از سود و منفعتش بیشتر است کنار گذاشته و به حکم شرعی حرام و به حکم قانون و عرف جرم بشمارد.

برای برخی عرفان و تصوف هم همین دو صورت و دو جنبه را دارا می باشد. البته درباره تصوف به جهاتی می توان به راحتی داوری کرد؛ زیرا تصوف که از یک روش و طریقت عملی و در بخشی نیزعلمی آغاز شده بود کم کم و در بستر تاریخی به شکل یک آیین با مناسک و آیین های من در آوردی و خودساخته در آمد و خود نوعی لباس شریعت را  به تن کرد و شگفت که مدعی نفی شریعت و آیین و مناسک گشت و حتی در برخی موارد شریعت اسلامی را نفی کرده و نماز را به نام رسیدن به کمال و یقین بوسید و به کناری نهاد. این گونه شد که امری که در آغاز فردی و شخصی بود تبدیل به یک مساله و پدیده اجتماعی شد و از آن جایی که هر مساله اجتماعی تحت تاثیر جامعه و تغییر آداب و سنن اجتماعی و رفتار سیاسی حاکمان دچار بحران می شود تصوف نیز از آن بی بهره نماند و در آخر گرفتا ر آن انحراف و بحران شد. البته این گونه نیست که تصوف که شکل اجتماعی عرفان است از هم جهات منفی باشد. دست کم اجتماعی بودن تصوف و تاثیر مثبت آن در رفتار اجتماعی و سیاسی مردمان باورمند به آن و حتی گاه در دولتمردان مانند دولت صفوی امر مثبت ارزیابی می شود. ولی همین جنبه اجتماعی بودن خطرات را افزایش و توان مقاومت با انحرافات درونی و یا متاثر از بیرون رابه شدت کاهش داد.

این مشکل در عرفان کم تر یافت می شود؛ زیرا اولا به جهت این که عرفان هم چنان به شکل یک امر و مساله شخصی باقی ماند و به شکل پدیده اجتماعی ظهور و بروز نکرد. البته این امر موجب نمی شود تا عارف به عنوان کسی که طریقت حقیقت را در نظر و عمل می پیماید نتواند در حوزه اجتماع نقش خود را به عنوان یک انسان کامل ایفا نکند. سخن در این است که عرفان بر جنبه فردی تاکید می ورزد و از تبدیل شدن به یک پدیده اجتماعی همراه با مناسک و آداب و آیین خاص پرهیز می کند. دستورها و آموزه های عرفانی دستورهای شخصی برای خودسازی در راستای رسیدن به شناخت و وصول به لقای الهی به عنوان موجود کامل مطلق است. خودسازی به معنای نادیده گرفتن دیگری نیست ولی در مرحله نخست تا انسان خود به کمال نرسد نمی تواند مدعی رهبری دیگران برای رسیدن به مقصود باشد. عارفان از تکمیل دیگران پس از وصول بخل نمی ورزند. آنان به عنوان معلم متاله و مکمل برای نجات جامعه دست به روشنگری و اقدامات عملی می زنند.

عرفان اجتماعی به معنایی نیست که در تصوف اجتماعی گفته شد؛ زیرا مراد از اجتماع توجه به جنبه های نجات بخشی و دستگیری است نه ساختن آداب و مناسک و یا شریعت جدید چنان که در تصوف رخ داد.

عارف کامل می کوشد تا جامعه را نجات بخشد و آن را وظیفه خود می داند. به تعبیر امیرمومنان(ع) خداوند از عالمان تعهد گرفته تا در برابر نادانی جامعه و ستم به ایشان خاموش ننشینند. این تعهد است که عارفان را ملزم ساخته است تا نقش هدایتی و دستگیری دیگران را به عهده گیرند.

اما این که عرفان هم کلاس است و هم پز ، این که برخی با ایجاد تشکلات و انجمن هایی می کوشند از داشته های دیگران که خود از آن بهره نبرده اند سوء استفاده کنند. بی گمان انسان به جهت ظرفیت و توان بسیار بالایی که با علم الاسما به دست آورده است می تواند به مقام ولایت و خلافت اسمایی برسد و در جان و جهان تصرف تکوینی نماید. منظور همین چیزهایی است که به شکل حکایت در بسیاری از کتاب ها به علما نسبت داده می شود و حتی برخی از عالمان راستگو و صدیق از افرادی که خود با آنان دیدار داشته اند حکایت می کنند. البته ریشه این مساله به قرآن و گزارش های آن باز می گردد که از تحقق افرادی در تاریخ بشری خبر می دهد که داستان هایی که در حکایت آصف بن برخیا وزیر سلیمان (ع) و یا داستان خضر و یا پیامبران دیگر آمده است، از آن جمله است. وجود این مسایل و داستان ها موجب شده است که برخی برای این که از این کلاه نمدی بسازند خود را غیر مستقیم به آن منتسب می کنند و داستان های مشابه می سازند و داوری مشابه را به نام اصل به خورد پیروان بی چاره خود می دهند. مشابه سازی با حقیقت امری است که باطل را شیرین می کند و پذیرش آن را موجه می سازد. اصولا باطل با مشابه سازی زنده است. این گونه است که عرفان برای عده ای کلاس می شود و بدان می نازند و پزش را می دهند.

اما هستند کسانی که آن را انگ وبرای خود ننگ می دانند. در همین دوستانم کسانی را می شناسیم که خدا نصیب کس نکند ما که درس می رفتیم کتابش را از چشمشان نهان می ساختیم و اگر کتابی نه در عرفان بلکه در فلسفه در دستمان می دیدند هو می شدیم و ...

برخی از آنان وجود حتی یک آیه با نگاهی عرفانی را منکر هستند و روایات عرفانی را یا مجعول و یا غیر مدلول می دانستند. البته برخی افراط ها باعث این تفریط هاست . برخی می کوشند همه آیات قرآنی ر اتاویل کنند و به گونه ای عرفانی جلوه دهند ؛ از این رو برخی دیگر از این سو غش کرده و همه مفاهیم عرفانی آیات قرآنی را منکر می شوند.