سفارش تبلیغ
صبا ویژن
هر دوستی ای که طمعْ پدیدش آرد، نومیدی ازمیانش می بَرَد . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :363
بازدید دیروز :401
کل بازدید :1403269
تعداد کل یاداشته ها : 1732
99/5/24
4:9 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
خلیل منصوری[175]
http://www.samamos.com/?page_id=2

خبر مایه
پیوند دوستان
 
سرباز ولایت هزار دستان رایحه ی انتظار اقلیم شناسی دربرنامه ریزی محیطی .:: مرکز بهترین ها ::. نگارستان خیال فصل انتظار جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی نگاهی نو به مشاوره پلاک آسمانی،دل نوشته شهدا،اهل بیت ،و ... حمایت مردمی دکتر احمدی نژاد آقاشیر کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب صراط مستقیم هم رنگــــ ِ خـــیـــآل جبهه مقاومت وبیداری اسلامی کالبد شکافی جون مرغ تا ذهن آدمیزاد ! تکنولوژی کامپیوتر وبلاگ منتظران سارا احمدی بوی سیب BOUYE SIB رمز موفقیت محقق دانشگاه سرزمین رویا اهالی بصیرت وبلاگ تخصصی فیزیک پاک دیده آدمک ها ✘ Heart Blaugrana به نام وجود باوجودی ... سرباز حریم ولایت دهکده کوچک ما از قرآن بپرس کنیز مادر هرچه می خواهد دل تنگت بگو •.ღ♥ فرشتــ ـــ ـه تنهــ ــ ــایی ♥ღ.• پیامبر اعظم(ص) عطاری عطار آبدارچی ستاد پاسخگویی به مسایل دینی وبلاگ شخصی امین نورا چوبک نقد مَلَس پوست کلف دل نوشت 14 معصوم وقایع ESPERANCE55 قدرت شیطان دنیای امروز ما تا ریشه هست، جوانه باید زد... آواز یزدان خلوت تنهایی کتاب شناسی تخصصی اس ام اس عاشقانه طرحی نو برای اتحاد ایرانیان سراسر گیتی دنیای ماشین ها در گوشی با خدا **** نـو ر و ز***** اس ام اس سرکاری و خنده دار و طنز دنیا به روایت یوسف جاده خدا خام بدم ایلیا حرفای خودمونی من بازی بزرگان کویر مسجد و کلیسا - mosque&church بچه دانشجو ! پژواک سکوت گنجهای معنوی دنیای موبایل منطقه‏ ممنوعه طلبه علوم دینی مسافر رویایی انواع بازی و برنامه ی موبایل دانشجو خبر ورزشی جدید گیاهان دارویی بانوی بهشتی دو عالم

 

به نظر می رسد که کسی خبر نشده  که در تهران یک ماهی است که نمایشگاه بین المللی در حال برگزاری است.

شاید همه آمده باشند ولی از ما بهتران کسی نیامد. خیلی سر مسئولان فرهنگی و کشوری شلوغ است. ما شاء الله این قدر کشور مشکلات دارد که هسته ای آن کوچک ترین آن می باشد.

در این مدت نمایشگاه از مسئولان و محققان قرانی کسی نیامد و یا ما خبر نشدیم و خیلی آهسته آمدند و رفتند که گربه خبرنگاران شاخش نزند.

در سطح شهر مثل این که تبلیغات نشده بود. نیمه های کار متوجه شدند و کاری شد ولی آثار آن ظاهر نشد. شاید بایکوت شده است این نمایشگاه با این مشکلات دولتش . والله اعلم

دیداری مردم در نمایشگاه

ظاهرا در دوران گذشته عید نوروز و سپس در عصر اسلامی در روزهای عید قربان و عید فطر ، شاهان بار عامی داشتند و از رعایای مملکت هر کسی به این مجلس در می آمد و مشکلات خودش را می گفت و راهکار می جست. البته همیشه حاجبانی بودند که یا راه نمی دادند و یا با پول راه را هموار می ساختند. بیچاره فردوسی که نتوانست جز با پارتی بازی برود و آن هم دست خالی بازگشت. بنابراین امید نمی باید داشت که به حتم به هدف و مقصود رسید.

رییس جمهور عزیز نیز برای دیدار از نمایشگاه آمدند و ظاهرا افطاری خورده و نخورده پا شده بود و آمده بود.

یکم آن که خیلی دیر آمد و وقتی آمد مردم سرش ریختند که نمایشگاه شد بارعام . مردم حاجت داشتند و درد و پول می خواستند و کار و از این چیزها که با قرآن سخنیتی عجیب دارد. ماه رمضان است و ماه ضیافت الهی نمی شود که بنده خدا احمدی نژاد در این ضیافت به نیابت به مردم نرسد.

وقتی جلوی غرفه مطالعات حوزه رسید همراهان هولش دادند که زودتر برود یک جای دیگر و به اصطلاح همه نمایشگاه بازدید شود. نمی دانم که دیده بودند که این بار بازدیدش بود. شاید نویسندگان خبری و خبرنگاران حرفه ای خودشان در خیال او را آورده بودند و برده بودند و حالا بار دومش بود.

یکی از غرفه داران این دوست گرامی و عزیز شفیق رضایی هم ولایتی و هم صنفی ما بود که گفت: آقای رییس جمهور خیلی دیر آمدی و خیلی زود می روی . بهتر بود که اصلا نمی آمدی . آخر این همه فعالیت بخش های مختلف حوزه را چگونه می شود در یک کلمه به اطلاع جناب عالی رساند. رییس جمهور هم حیا کرد و گوش داد. او هم بیست دقیقه ای رییس مملکتی را به خود مشغول کرد. اما این بیست دقیقه همراه با صدا ها و صدها امضا و خواهش و نامه همراه بود. نمی دانم چقدرش را رییس جمهور شنید و چه قدرش را فهمید.

بعد که رفت غرفه ای چیزی بخورد که نگذاشتند و غرفه مرکز فرهنگ هم به تنهای به معرفی دایره المعارف بسنده کرد و به دیگر آثار نپرداخت . پشت پرده را من نمی دانم شاید یک توافقی از قبل بوده است که بعضی از چیزها گفته نشود و یا حتی دیده نشود. این را به خودشان و خدایشان واگذار می کنم. وی بوی یک توطئه و یا توهم توطئه این میان به مشام می رسد . اگر دماغ سوخته نشوم.

رییس جمهور تنها با مردم دیدار کرد و نامه گرفت و نامه داد و ساعتی با مردم در راه پله های نمایشگاه ماند. او نتوانست از نمایشگاه نه دیدن کند و نه بازدیدن . شاید روزی دیگر

شعرش گل کرده بود

این آقای فردوسی هم شعرش گل کرد و یک شعر بالبداهه از خورجینش در آورد و برای رییس جمهوری هسته ای ما خواند تا همه هسته ها را بشکند و این را به دروازه هسته ها برساند و در باشگاه جایشان دهد.

مردم از این همه قرآن شناسی

باور کنید از قرآن شناسی برخی ها آدم می مرد و غش می کند. در نمایشگاه قرآنی از فلسطینی نمایشگاه زدند ولی کم تر از آیات قرآنی استفاده شده است. آخر درباره یهودیان و مشکلات و مسایل و ویژگی هایشان خیلی در آیات مطالب جالب و خواندنی است . بروید دست کم آن آیاتی را بیاورید و به مردم نشان دهید و توضیح و تفسیر و با امروزی کردن مساله عمق فاجعه نشان داده شود.

مردی که همه چیز می دانست

معاون اول رییس جمهور را مشاورانی باید باشد نمی دانم این ها کجایند. آن وقت ها در دوره ریاست جمهوری هاشمی با چند نفرشان نشست و برخاست داشتم . از مشاور تنها این را فهمیدم که یک مقام تشریفاتی دخل افرادی است. همان صندوق ارزی است که هرکسی می تواند هر مقدار دلش بخواهد بردارد و اگر دولت و دادگاه توانست بدود آن را باز پس بگیرد. مشاوران همه در منطقه نهاد ریاست جمهوری مشغول مشاوره دادن با دیگران برای ساخت و سازهای بودند . با این همه هرگز نه به رییس جمهور و نه دیگری مشاوره نمی دادند . بعدها که رفتند خیابان جردن ( همان اردن خودمان) همان آش بود  و همان کاسه . جالب این که رییس جمهور از راست باشد یا چپ این مشاوران تغییر چندانی نمی کنند. در فیلم آقای نخست وزیر گوشه ای از این نشان داده شده است. می گفت همه می آیند و می روند و ما تنها در این نخست وزیری می مانیم . کشور را ما مدیریت می کنیم و آن ها تنها عروسک نمایش های تلویزیونی هستند.

خوب این مشاوران به آقای وزیر کمی اطلاعات می دادند خوب بود تا خالی الذهن نیاید و مساله دار شود. به وزیر دست کم گوشی را بدهید که اوضاع تا چه اندازه قمر در عقرب است واصلا این کژدم نیش دارد و یا زهر .

این هم طلب وزیر